slow-minded

[ایالات متحده]/[ˈslowˈmaɪndɪd]/
[بریتانیا]/[ˈsloʊˈmaɪndɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای هوش کند؛ خام؛ بی‌خرد؛ کند در فهم یا یادگیری.
n. شخصی کند‌ذهن.

عبارات و ترکیب‌ها

slow-minded person

شخص کند‌فکر

being slow-minded

بودن کند‌فکر

seemed slow-minded

به نظر می‌آمد که کند‌فکر است

slow-mindedness evident

کند‌فکری آشکار است

rather slow-minded

به‌طوری که کند‌فکر است

slow-minded approach

رویکرد کند‌فکر

was slow-minded

کند‌فکر بود

slow-minded thinking

فکر کند‌فکر

slow-minded attitude

وضعیت کند‌فکر

slow-minded ways

روش‌های کند‌فکر

جملات نمونه

he was initially perceived as slow-minded, but proved to be a strategic thinker.

او ابتدا به عنوان کسی با ذهن کند درک می‌شد، اما ثابت شد که فکر استراتژیکی دارد.

the slow-minded student struggled to grasp the complex concepts in physics.

دانش‌آموز با ذهن کند در درک مفاهیم پیچیده فیزیک دچار دشواری می‌شد.

despite being slow-minded, she possessed a remarkable memory for details.

همچنچه که ذهن کند بود، او به یادگیری جزئیاتی عالی می‌کرد.

don't underestimate him; even if he seems slow-minded, he's observing everything.

او را زیر تخمین نبرید؛ چنانچه به نظر می‌رسد ذهن کند باشد، اما هر چیزی را مشاهده می‌کند.

the manager realized the employee's slow-minded approach wasn't ideal for the role.

مدیر متوجه شد که رویکرد ذهن کند کارمند برای این نقش مناسبی نیست.

it's frustrating to work with someone so slow-minded when deadlines are looming.

دشوار است که با کسی که ذهن کند است کار کنید وقتی مهلت‌ها نزدیک می‌شوند.

his slow-minded decision-making often led to missed opportunities.

تصمیم‌گیری ذهن کند او اغلب منجر به از دست دادن فرصت‌ها می‌شود.

the team needed someone proactive, not someone slow-minded and hesitant.

تیم نیاز به کسی فعال داشت، نه کسی ذهن کند و نااطمینان.

she tried to be patient with the slow-minded intern, offering extra guidance.

او سعی کرد با دانش‌آموزی ذهن کند صبور باشد و راهنمایی‌های اضافی ارائه دهد.

the project suffered due to the team member's consistently slow-minded contributions.

پروژه به دلیل مشارکت‌های مداوم ذهن کند عضو تیم رنج می‌برد.

while not quick-witted, he was a slow-minded and thorough investigator.

همچنچه که نبود سریع‌فهم، او یک پژوهشگر ذهن کند و دقیق بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید