smell-free zone
منطقه بی بو
smell-free environment
محیط بی بو
keep smell-free
بی بو بمانید
smell-free home
خانه بی بو
become smell-free
بی بو شوید
smell-free product
محصول بی بو
totally smell-free
کاملا بی بو
smell-free air
هوا بی بو
enjoy smell-free
از بودن بی بو لذت ببرید
smell-free life
زندگی بی بو
the smell-free laundry detergent left my clothes fresh and clean.
دetergent بی بو مоя لباس ها را تازه و تمیز گذاشت.
we opted for a smell-free air freshener for the nursery.
ما برای اتاق کودک یک عطر بی بو انتخاب کردیم.
the smell-free pet bed is a great option for sensitive animals.
تخته بی بو برای حیوانات حساس یک گزینه خوب است.
i prefer smell-free candles with a subtle, natural glow.
من به شمع های بی بو با نور طبیعی و ریز ترجیح می دهم.
the smell-free garbage bags prevent unpleasant odors from lingering.
کیسه های پوچ بی بو بوی ناخوشایند را از ماندن جلوگیری می کنند.
maintaining a smell-free environment is important for allergy sufferers.
حفظ محیطی بی بو برای افراد مبتلا به حساسیت اهمیت دارد.
the new smell-free paint is a welcome change in the house.
نقاشی بی بو جدید یک تغییر خوش آمدید در خانه است.
we purchased a smell-free cleaning solution for the kitchen.
ما یک راه حل تمیز کردن بی بو برای آشپزخانه خریداری کردیم.
the smell-free storage containers keep moisture and odors away.
ظرف های ذخیره سازی بی بو رطوبت و بوهای را دور می گذارند.
a smell-free workspace promotes focus and productivity.
یک محیط کاری بی بو تمرکز و بهره وری را تشویق می کند.
the smell-free fabric softener left no residue on my clothes.
میانجی بی بو لباس های من را بدون باقی ماندگی پوشاند.
smell-free zone
منطقه بی بو
smell-free environment
محیط بی بو
keep smell-free
بی بو بمانید
smell-free home
خانه بی بو
become smell-free
بی بو شوید
smell-free product
محصول بی بو
totally smell-free
کاملا بی بو
smell-free air
هوا بی بو
enjoy smell-free
از بودن بی بو لذت ببرید
smell-free life
زندگی بی بو
the smell-free laundry detergent left my clothes fresh and clean.
دetergent بی بو مоя لباس ها را تازه و تمیز گذاشت.
we opted for a smell-free air freshener for the nursery.
ما برای اتاق کودک یک عطر بی بو انتخاب کردیم.
the smell-free pet bed is a great option for sensitive animals.
تخته بی بو برای حیوانات حساس یک گزینه خوب است.
i prefer smell-free candles with a subtle, natural glow.
من به شمع های بی بو با نور طبیعی و ریز ترجیح می دهم.
the smell-free garbage bags prevent unpleasant odors from lingering.
کیسه های پوچ بی بو بوی ناخوشایند را از ماندن جلوگیری می کنند.
maintaining a smell-free environment is important for allergy sufferers.
حفظ محیطی بی بو برای افراد مبتلا به حساسیت اهمیت دارد.
the new smell-free paint is a welcome change in the house.
نقاشی بی بو جدید یک تغییر خوش آمدید در خانه است.
we purchased a smell-free cleaning solution for the kitchen.
ما یک راه حل تمیز کردن بی بو برای آشپزخانه خریداری کردیم.
the smell-free storage containers keep moisture and odors away.
ظرف های ذخیره سازی بی بو رطوبت و بوهای را دور می گذارند.
a smell-free workspace promotes focus and productivity.
یک محیط کاری بی بو تمرکز و بهره وری را تشویق می کند.
the smell-free fabric softener left no residue on my clothes.
میانجی بی بو لباس های من را بدون باقی ماندگی پوشاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید