smell-free

[ایالات متحده]/[ˈsmel friː]/
[بریتانیا]/[ˈsmel friː]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌بو؛ بی‌ریchen؛ بدون ریchen.

عبارات و ترکیب‌ها

smell-free zone

منطقه بی بو

smell-free environment

محیط بی بو

keep smell-free

بی بو بمانید

smell-free home

خانه بی بو

become smell-free

بی بو شوید

smell-free product

محصول بی بو

totally smell-free

کاملا بی بو

smell-free air

هوا بی بو

enjoy smell-free

از بودن بی بو لذت ببرید

smell-free life

زندگی بی بو

جملات نمونه

the smell-free laundry detergent left my clothes fresh and clean.

دetergent بی بو مоя لباس ها را تازه و تمیز گذاشت.

we opted for a smell-free air freshener for the nursery.

ما برای اتاق کودک یک عطر بی بو انتخاب کردیم.

the smell-free pet bed is a great option for sensitive animals.

تخته بی بو برای حیوانات حساس یک گزینه خوب است.

i prefer smell-free candles with a subtle, natural glow.

من به شمع های بی بو با نور طبیعی و ریز ترجیح می دهم.

the smell-free garbage bags prevent unpleasant odors from lingering.

کیسه های پوچ بی بو بوی ناخوشایند را از ماندن جلوگیری می کنند.

maintaining a smell-free environment is important for allergy sufferers.

حفظ محیطی بی بو برای افراد مبتلا به حساسیت اهمیت دارد.

the new smell-free paint is a welcome change in the house.

نقاشی بی بو جدید یک تغییر خوش آمدید در خانه است.

we purchased a smell-free cleaning solution for the kitchen.

ما یک راه حل تمیز کردن بی بو برای آشپزخانه خریداری کردیم.

the smell-free storage containers keep moisture and odors away.

ظرف های ذخیره سازی بی بو رطوبت و بوهای را دور می گذارند.

a smell-free workspace promotes focus and productivity.

یک محیط کاری بی بو تمرکز و بهره وری را تشویق می کند.

the smell-free fabric softener left no residue on my clothes.

میانجی بی بو لباس های من را بدون باقی ماندگی پوشاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید