smog

[ایالات متحده]/smɒɡ/
[بریتانیا]/smɑːɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دود و مه ترکیب شده
Word Forms
جمعsmogs
شکل سوم شخص مفردsmogs

عبارات و ترکیب‌ها

photochemical smog

مه دود فوتوشیمیایی

جملات نمونه

By afternoon the smog had lifted.

تا بعد از ظهر، دود و غبار رفع شده بود.

Smog obscured our view.See Synonyms at block

دود و غبار دید ما را تار کرد. به مترادف ها در قسمت مشخص شده مراجعه کنید.

We were prevented by heavy smog from seeing anything.

ما به دلیل وجود دود غلیظ نتوانستیم چیزی ببینیم.

urban problems such as traffic congestion and smog; the philosophical problem of evil.See Usage Note at dilemma

مشکلات شهری مانند تراکم ترافیک و دود؛ مسئله فلسفی شر.

The function of hydrocarbons and nitrogen oxides in photochemical smog formation and the formative process of ozone and peroxyacetyl nitrate are discussed.

در مورد عملکرد هیدروکربن‌ها و اکسیدهای نیتروژن در تشکیل مه غبار فتوکیمیاوی و فرآیند شکل‌گیری اوزون و پرکسی‌استیل نیترات بحث شده است.

Afterwards " fuliginous model " , " photochemical smog " after pollution, modern is being entered with " indoor air is polluted " the 3rd generation that is a mark pollutes period.

پس از آن، "مدل فول jigینوس"، "مه دود شیمیایی" پس از آلودگی، دوران مدرن با "هوا در داخل آلوده است" نسل سوم که یک دوره آلودگی است، وارد می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید