haze

[ایالات متحده]/heɪz/
[بریتانیا]/heɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سردرگمی; تیره‌گی; مه نازک
vt. نامشخص کردن; سردرگم کردن
vi. نامشخص شدن; سردرگم شدن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردhazes
جمعhazes
زمان گذشتهhazed
قسمت سوم فعلhazed
صفت یا فعل حال استمراریhazing

عبارات و ترکیب‌ها

haze mask

ماسک مه

جملات نمونه

a haze of misunderstanding

مه غبار سوء تفاهم

a faint haze of steam.

مه غبار خفیف بخار.

the sultry haze of late August.

مه غبار شرم آور اوایل ماه آگوست.

Haze is often caused by heat.

مه غبار اغلب ناشی از گرما است.

A heat haze shimmered above the fields.

مه گرما بالای زمین‌ها می‌رقصید.

Let the polish dry to a haze before buffing it.

قبل از صیقل دادن، اجازه دهید پولیش تا زمانی که به یک مهتاب برسد خشک شود.

I couldn't see her through the haze of smoke.

من نمی‌توانستم او را از میان مه دود ببینم.

He often lives in a haze of whisky.

او اغلب در حالتی از سردرگمی ویسکی زندگی می‌کند.

The foothills were looming ahead through the haze.

دامنه‌ها در میان مه غبارآلود در پیش رو خودنمایی می‌کردند.

a clump of islands, very green, but hazed in cloud and mist.

توده ای از جزایر، بسیار سبز، اما در مه و غبار.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید