snakelike

[ایالات متحده]/ˈsneɪklaɪk/
[بریتانیا]/ˈsneɪklaɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه یک مار

عبارات و ترکیب‌ها

snakelike movements

حرکات مار مانند

snakelike body

بدن مار مانند

snakelike creature

مخلوق مار مانند

snakelike form

شکل مار مانند

snakelike appearance

ظاهر مار مانند

snakelike behavior

رفتار مار مانند

snakelike tail

دم مار مانند

snakelike design

طراحی مار مانند

snakelike path

مسیر مار مانند

snakelike agility

چابکی مار مانند

جملات نمونه

the artist painted a snakelike creature slithering through the grass.

هنرمند موجودی شبیه مار را که در میان علف‌ها حرکت می‌کرد، نقاشی کرد.

the road twisted in a snakelike fashion through the mountains.

جاده به شکلی مار مانند در میان کوه‌ها پیچ و تاب می‌خورد.

she moved with a snakelike grace, captivating everyone around her.

او با ظرافت مار مانند حرکت می‌کرد و همه را مجذوب خود می‌کرد.

the river had a snakelike shape as it meandered through the valley.

رودخانه در حالی که از میان دره عبور می‌کرد، شکلی شبیه مار داشت.

his snakelike movements made him an excellent dancer.

حرکات مار مانند او را به یک رقصنده عالی تبدیل کرد.

the snakelike design of the bridge was both functional and beautiful.

طراحی پل به شکل مار هم کاربردی و هم زیبا بود.

they found a snakelike shadow lurking in the corner of the room.

آنها سایه‌ای شبیه مار را در گوشه اتاق دیدند.

the garden was filled with snakelike vines climbing up the trellis.

باغ پر از تاک‌های شبیه مار بود که روی داربست بالا می‌رفتند.

he described the snakelike path that led to the hidden cave.

او مسیر مار مانند را که به غار پنهان منتهی می‌شد، توصیف کرد.

the toy had a snakelike appearance, making it fun for children.

اسباب‌بازی ظاهری شبیه مار داشت که آن را برای کودکان سرگرم‌کننده می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید