snappier

[ایالات متحده]/ˈsnæpiə/
[بریتانیا]/ˈsnæpiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سریع‌تر یا پرجنب‌وجوش‌تر; جذاب یا شیک

عبارات و ترکیب‌ها

snappier response

پاسخ سریع‌تر

snappier design

طراحی سریع‌تر

snappier style

سبک سریع‌تر

snappier delivery

تحویل سریع‌تر

snappier content

محتوای سریع‌تر

snappier interface

رابط کاربری سریع‌تر

snappier performance

عملکرد سریع‌تر

snappier updates

به‌روزرسانی‌های سریع‌تر

snappier comments

نظرات سریع‌تر

snappier features

ویژگی‌های سریع‌تر

جملات نمونه

her presentation was snappier than the last one.

ارائه او از آخرین بار جذاب‌تر بود.

we need to make our website snappier to attract more visitors.

ما باید وب‌سایت خود را جذاب‌تر کنیم تا بازدیدکنندگان بیشتری را جذب کنیم.

the new ad campaign is snappier and more engaging.

کمپین تبلیغاتی جدید جذاب‌تر و تعاملی‌تر است.

he prefers snappier responses in conversations.

او ترجیح می‌دهد در مکالمات پاسخ‌های سریع‌تری دریافت کند.

the movie was snappier than i expected.

فیلم از آنچه انتظار داشتم جذاب‌تر بود.

let's make the report snappier by removing unnecessary details.

بیایید گزارش را با حذف جزئیات غیرضروری جذاب‌تر کنیم.

her writing style is much snappier now.

سبک نوشتن او اکنون بسیار جذاب‌تر است.

we should aim for snappier headlines in our articles.

ما باید برای تیترهای جذاب‌تر در مقالات خود هدف‌گذاری کنیم.

he gave a snappier reply that caught everyone's attention.

او پاسخی سریع داد که توجه همه را جلب کرد.

the software update made the app snappier and more efficient.

به‌روزرسانی نرم‌افزار باعث شد برنامه جذاب‌تر و کارآمدتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید