snapshots

[ایالات متحده]/ˈsnæpʃɒts/
[بریتانیا]/ˈsnæpʃɑts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عکس‌هایی که به سرعت گرفته شده‌اند؛ خلاصه‌های کوتاه

عبارات و ترکیب‌ها

photo snapshots

عکس‌های آنی

digital snapshots

عکس‌های دیجیتال

memory snapshots

لحظات خاطره‌انگیز

instant snapshots

عکس‌های آنی

snapshot moments

لحظات عکس‌گرفتن

snapshot views

دیدگاه‌های عکس

snapshot images

تصاویر آنی

snapshot records

ثبت عکس

snapshot files

فایل‌های عکس

snapshot data

اطلاعات عکس

جملات نمونه

we took several snapshots during our vacation.

ما در طول تعطیلات خود چندین عکس گرفتیم.

snapshots can capture moments that we want to remember.

عکس‌ها می‌توانند لحظاتی را که می‌خواهیم به خاطر بسپاریم، ثبت کنند.

the photographer shared beautiful snapshots of the wedding.

عکاس عکس‌های زیبا از عروسی به اشتراک گذاشت.

she organized her snapshots into an album.

او عکس‌های خود را در یک آلبوم مرتب کرد.

we can create a slideshow from these snapshots.

ما می‌توانیم یک اسلایدشو از این عکس‌ها ایجاد کنیم.

these snapshots tell the story of our journey.

این عکس‌ها داستان سفر ما را بیان می‌کنند.

he loves to share his snapshots on social media.

او عاشق به اشتراک گذاشتن عکس‌های خود در رسانه‌های اجتماعی است.

snapshots are a great way to document your experiences.

عکس‌ها راهی عالی برای ثبت تجربیات شما هستند.

we should take more snapshots while we travel.

ما باید در هنگام سفر عکس بیشتری بگیریم.

her snapshots from the event were stunning.

عکس‌های او از این رویداد بسیار چشمگیر بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید