snoops

[ایالات متحده]/snuːps/
[بریتانیا]/snups/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع snoop؛ اعمال کنجکاوی یا سرک کشیدن \nv. شخص سوم مفرد snoop؛ کنجکاوی کردن یا دخالت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

snoops around

جستجو می‌کند

snoops on

به طور مخفیانه نظارت می‌کند

snoops through

در میان جستجو می‌کند

snoops about

جستجو می‌کند

snoops into

وارد می‌شود

snoops in

وارد می‌شود

snoops out

جستجو می‌کند

snoops up

جستجو می‌کند

snoops behind

پشت سر جستجو می‌کند

جملات نمونه

the detective snoops around the crime scene for clues.

مامور پلیس در محل جرم به دنبال سرنخ‌ها می‌گردد.

she doesn't like it when her friends snoop through her things.

او دوست ندارد وقتی دوستانش در وسایلش جستجو می‌کنند.

he often snoops on his neighbors to see what they are up to.

او اغلب به رفت و آمد همسایگانش نگاه می‌کند تا ببیند چه می‌کنند.

parents should not snoop on their children's private messages.

والدین نباید پیام‌های خصوصی فرزندانشان را بررسی کنند.

the journalist snoops for information to write her article.

روزنامه‌نگار برای نوشتن مقاله خود به دنبال اطلاعات می‌گردد.

he has a habit of snooping around in other people's business.

او عادت دارد در امور دیگران جستجو کند.

she caught him snooping through her diary.

او او را در حال جستجو در دفتر خاطراتش دید.

it's not polite to snoop into someone's personal affairs.

جستجو در امور شخصی دیگران مودبانه نیست.

they snoop online to find dirt on their competitors.

آنها به صورت آنلاین به دنبال اطلاعات منفی در مورد رقبای خود می‌گردند.

sometimes, curiosity leads us to snoop where we shouldn't.

گاهی اوقات، کنجکاوی ما را به جایی سوق می‌دهد که نباید جستجو کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید