snots

[ایالات متحده]/snɒts/
[بریتانیا]/snɑts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مخاط بینی; یک شخص آزاردهنده; سخنان بی‌ادبانه

عبارات و ترکیب‌ها

runny snots

چسبندگی‌های آبکی

green snots

چسبندگی‌های سبز

snots everywhere

چسبندگی‌ها همه جا

snots and tears

چسبندگی‌ها و اشک‌ها

snots galore

چسبندگی‌های فراوان

snots flying

چسبندگی‌های پرنده

snots dripping

چسبندگی‌های چکه کننده

snots attack

حمله چسبندگی‌ها

snots outbreak

شیوع چسبندگی‌ها

snots season

فصل چسبندگی‌ها

جملات نمونه

he wiped his nose and got rid of the snots.

او بینی خود را پاک کرد و از ترشحات بینی خلاص شد.

the child had a cold and was full of snots.

بچه سرماخوردگی داشت و پر از ترشحات بینی بود.

she laughed and said, "snots are just part of being a kid!"

او خندید و گفت: "ترشحات بینی فقط بخشی از بودن کودک هستند!"

he sneezed and accidentally got snots on his shirt.

او عطسه کرد و ناخواسته ترشحات بینی روی پیراهنش انداخت.

during the winter, snots seem to be everywhere.

در طول زمستان، به نظر می رسد ترشحات بینی همه جا هستند.

the doctor advised him to keep tissues handy for the snots.

پزشک به او توصیه کرد برای ترشحات بینی همیشه دستمال کاغذی در دسترس داشته باشد.

she was embarrassed by the snots running down her face.

او از ترشحات بینی که روی صورتش می چکند خجالت می کشید.

he joked about having snots during the meeting.

او در مورد داشتن ترشحات بینی در طول جلسه شوخی کرد.

after playing outside, the kids came in with snots.

بعد از بازی بیرون، بچه ها با ترشحات بینی وارد شدند.

she always carries a handkerchief for wiping away snots.

او همیشه یک دستمال برای پاک کردن ترشحات بینی همراه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید