allergies

[ایالات متحده]/ˈælərɡiːz/
[بریتانیا]/al-er-jeez/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرایطی که در آن بدن شما به یک ماده معمولاً بی‌ضرر، مانند گرده یا غذا، به طور غیرطبیعی واکنش نشان می‌دهد؛ عدم علاقه یا تنفر؛ نفرت.

عبارات و ترکیب‌ها

have allergies

دارای آلرژی

allergies to pollen

آلرژی به گرده

food allergies

آلرژی غذایی

allergy symptoms

علائم آلرژی

treat allergies

درمان آلرژی

severe allergies

آلرژی شدید

common allergies

آلرژی‌های رایج

allergy medication

داروی آلرژی

جملات نمونه

she suffers from seasonal allergies.

او از آلرژی‌های فصلی رنج می‌برد.

my allergies act up in the spring.

آلرژی‌های من در بهار تشدید می‌شوند.

he has a peanut allergy.

او به بادام زمینی آلرژی دارد.

allergies can be very debilitating.

آلرژی‌ها می‌توانند بسیار ناتوان‌کننده باشند.

avoid allergens to prevent allergies.

برای جلوگیری از آلرژی، از آلرژن‌ها دوری کنید.

her doctor prescribed medication for her allergies.

پزشک او دارویی برای آلرژی‌هایش تجویز کرد.

many people have food allergies.

بسیاری از افراد به غذا آلرژی دارند.

i'm trying to find out what my allergies are.

من سعی می‌کنم بفهمم آلرژی من به چیست.

antihistamines can help relieve allergy symptoms.

آنتی‌هیستامین‌ها می‌توانند به تسکین علائم آلرژی کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید