snowball

[ایالات متحده]/'snəʊbɔːl/
[بریتانیا]/'snobɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده‌ای از برف که فشرده یا رول شده است، اغلب به شکل کروی
vi. به سرعت در اندازه یا اهمیت افزایش یافتن، معمولاً در وضعیتی که متوقف یا کنترل آن دشوار است؛ شانس کمی برای موفقیت داشتن.
Word Forms
جمعsnowballs
زمان گذشتهsnowballed
شکل سوم شخص مفردsnowballs
قسمت سوم فعلsnowballed
صفت یا فعل حال استمراریsnowballing

عبارات و ترکیب‌ها

snowball fight

نبرد توپ برفی

rolling a snowball

غلتاندن یک توپ برفی

جملات نمونه

A snowball gathers as it rolls.

یک گلوله برفی در حال بزرگ شدن است زیرا می‌غلتد.

problems that snowballed by the hour.

مشکلاتی که هر ساعت بیشتر می‌شدند.

- * pg_catalog.english_stem is the subdictionary (here, a Snowball English stemmer) to use for thesaurus normalization.

- * pg_catalog.english_stem زیرفهرستی است (در اینجا، یک ریشه یاب انگلیسی برفی) برای استفاده در نرمال‌سازی واژه‌نامه‌ها.

the scheme has a snowball's chance in hell of being accepted.

این طرح شانس بسیار کمی برای پذیرش دارد.

A snowball knocked his hat off.

یک گلوله برفی کلاهش را از سرش انداخت.

Sabina tried to get him to throw snowballs with her.

سابینا سعی کرد او را متقاعد کند که با او گلوله برفی پرتاب کند.

The boys were chucking snowballs at passing cars.

پسرها داشتند با توپ‌های برفی به ماشین‌های عبوری می‌زدند.

he pitched a snowball that whumped into the car.

او گلوله برفی‌ای پرتاب کرد که با صدای مهیبی به ماشین برخورد کرد.

I made sure the other kids stopped snowballing Celia.

مطمئن شدم که بچه‌های دیگر از گلوله برفی کردن سلیا دست بکشند.

She hasn't a snowball's chance in hell of persuading her boyfriend to take her to Hawaii for a holiday.

او شانس بسیار کمی دارد که بتواند دوست پسرش را متقاعد کند که او را برای تعطیلات به هاوایی ببرد.

After the boys threw the snowballs they saw a large lady bearing down upon them from across the street.

بعد از اینکه پسرها گلوله‌های برفی را پرتاب کردند، یک خانم بزرگ را از آن طرف خیابان دیدند که به سمت آنها می‌آمد.

Look at this traffic! I’m afraid we haven’t got a snowball’s chance in hell of getting to the airport in time.

به این ترافیک نگاه کن! می‌ترسم اصلاً شانسی برای رسیدن به موقع به فرودگاه نداشته باشیم.

Vitreous changes were cardinal findings.Vitreous cells were noted in 27(77%) eyes, snowball in 15(43%) and retrolental condensation in 7(20%).Snowbank was found in only 1(3%) eye.

تغییرات شیشه‌ای یافته‌های اصلی بودند. سلول‌های شیشه‌ای در 27 (77٪) چشم، گلوله برفی در 15 (43٪) و تراکم رتینال در 7 (20٪) مشاهده شد. بانکی از برف فقط در 1 (3٪) چشم یافت شد.

Snowball had made a close study of some back numbers of the Farmer and Stockbreeder which he had found in the farmhouse, and was full of plans for innovations and improvements.

اسنوबॉल مطالعه دقیقی از شماره‌های قدیمی‌تر کشاورز و پرورش‌دهنده دام که در مزرعه پیدا کرده بود انجام داده بود و پر از برنامه‌هایی برای نوآوری‌ها و بهبودها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید