melt

[ایالات متحده]/melt/
[بریتانیا]/melt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. مایع شدن; به تدریج ترکیب شدن
vt. نرم کردن; مایع کردن; ذوب کردن
n. فرآیند یا نتیجه مایع شدن; چیزی که مایع شده است
Word Forms
شکل سوم شخص مفردmelts
صفت یا فعل حال استمراریmelting
زمان گذشتهmelted
قسمت سوم فعلmelted
جمعmelts

عبارات و ترکیب‌ها

melting point

نقطه ذوب

melted cheese

پنیر آب شده

melt into

آب شدن در

hot melt

ریخته‌گری داغ

melt flow

جریان مذاب

hot melt adhesive

چسب ذوب گرم

polymer melt

ماده مذاب پلیمر

melt spinning

ریسندگی مذاب

melt index

شاخص مذاب

melt away

آب شدن

melt viscosity

ویسکوزیته مذاب

glass melt

ماده مذاب شیشه

melt down

آب شدن

melt flow index

شاخص جریان مذاب

melt through

ذوب شدن از طریق

melt water

آب ذوب

جملات نمونه

It is easy to melt ice.

آب کردن یخ آسان است.

Sugar melts in water.

شکر در آب حل می‌شود.

Hills melt into the sky.

تپه‌ها در آسمان محو می‌شوند.

the melting point of a substance.

نقطه ذوب یک ماده.

the melting point of gold

نقطه ذوب طلا

The ice is melting in the sun.

یخ در آفتاب در حال آب شدن است.

Salt melts in water.

نمک در آب حل می‌شود.

Ice melts with heat.

یخ با گرما آب می‌شود.

glacial melt water; the summer melt season.

آب ذوب شده یخی؛ فصل ذوب تابستان

Melt the margarine in a frying pan.

ماست را در یک تابه سرخ کنید.

Melting snow feeds the reservoirs.

ذوب شدن برف‌ها مخازن را پر می‌کند.

to be melted down for reuse

برای استفاده مجدد ذوب شود

the hot metal melted the wax.

فلز داغ موم را آب کرد.

the figure melted into thin air.

تصویر به هوا محو شد.

melt the white and plain chocolate in separate bowls.

شکلات سفید و ساده را در کاسه‌های جداگانه آب کنید.

Iron melts at a great heat.

آهن در دمای بالا ذوب می‌شود.

The snow melted away.

برف آب شد.

She melted into tears.

او در غم اشک ریخت.

The sun melted the dark clouds.

آفتاب ابرهای تیره را آب کرد.

Glass melts at high temperature.

شیشه در دمای بالا ذوب می‌شود.

نمونه‌های واقعی

And yes, the glaciers, they are melting.

و بله، یخچال‌ها در حال ذوب شدن هستند.

منبع: TED Talks (Audio Version) August 2019 Collection

Shall you dread to be melted? inquired Annie.

آیا از ذوب شدن می‌ترسی؟ آنی پرسید.

منبع: American Original Language Arts Volume 4

Binge watching series is going to melt your brain.

تماشای سریال پشت سر هم باعث ذوب شدن مغزت می‌شود.

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

Sleet happens when snow melts as it falls.

برف و یخ در اثر ذوب شدن برف در حین بارش رخ می‌دهد.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

" You should stay here until the snow melts" .

"تا زمانی که برف‌ها آب شوند اینجا بمانید.

منبع: Journey to the West

Bigger storm surges as sea ice melts faster.

طوفان‌های شدیدتر با سرعت بیشتر آب شدن یخ دریا رخ می‌دهد.

منبع: Obama's weekly television address.

And Dad, Chandler didn't melt your records.

و پدر، چاندلر ضبط‌های شما را ذوب نکرد.

منبع: Friends Season 6

Slush is snow or ice that has partly melted.

شلهک، برف یا یخ است که تا حدی ذوب شده است.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

Other cheeses like goat cheese that don't melt.

پنیرهای دیگر مانند پنیر بز که ذوب نمی‌شوند.

منبع: Connection Magazine

And so, the scientists don't melt their brains.

بنابراین، دانشمندان مغزهای خود را ذوب نمی‌کنند.

منبع: CNN Listening February 2014 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید