snowbound

[ایالات متحده]/'snəʊbaʊnd/
[بریتانیا]/'snobaʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بر اثر بارش سنگین برف قادر به ترک نیست، مسدود شده توسط برف.

عبارات و ترکیب‌ها

snowbound village

دهکده محاصره‌شده توسط برف

جملات نمونه

a snowbound Alpine village.

یک دهکده آلپاین برفی

he was snowbound in the nearby mountains.

او در کوه‌های نزدیک به دام برف گرفتار شده بود.

A vast inland bay, the forbidding White Sea takes its name from constant fog, snowbound shores, and from September to May, a surface composed entirely of ice.

یک خلیج داخلی وسیع، دریای سفید ممنوع، نام خود را از مه غلیظ دائمی، سواحل پوشیده از برف و از سپتامبر تا مه، سطحی که کاملاً از یخ تشکیل شده است، گرفته است.

The snowbound roads made it impossible for us to drive to the cabin.

جاده‌های پوشیده از برف باعث شد که نتوانیم به کلبه رانندگی کنیم.

The snowbound village was isolated from the rest of the world.

دهکده پوشیده از برف از بقیه جهان جدا شده بود.

The snowbound landscape looked like a winter wonderland.

مناظر پوشیده از برف مانند یک سرزمین جادویی زمستانی به نظر می رسید.

The snowbound airport caused many flight cancellations.

فرودگاه پوشیده از برف باعث لغو بسیاری از پروازها شد.

The snowbound mountain was a challenging but beautiful trek.

کوه پوشیده از برف یک سفر چالش برانگیز اما زیبا بود.

The snowbound city streets were eerily quiet.

خیابان های شهر پوشیده از برف به طرز وهم آوری ساکت بودند.

The snowbound train was delayed for hours.

قطار پوشیده از برف برای ساعت ها تاخیر داشت.

The snowbound forest was a serene and peaceful place.

جنگل پوشیده از برف مکانی آرام و با صفا بود.

The snowbound car had to be dug out before it could be driven again.

ماشین پوشیده از برف باید قبل از رانندگی دوباره بیرون کشیده می شد.

The snowbound hikers had to make camp for the night.

گردشگران پوشیده از برف مجبور شدند برای شب کمپ بسازند.

نمونه‌های واقعی

But CNN recently caught up with the " Taco Beast" a snowbound, snow cat that serves food.

اما CNN اخیراً با "وحش تاکو" یک گربه برفی که غذا سرو می‌کند، مصاحبه کرد.

منبع: CNN 10 Student English March 2019 Collection

All the roads out of the city were snowbound.

تمام راه‌های خروجی از شهر مسدود شده بودند.

منبع: Langman OCLM-01 words

Very soon, the city was snowbound because of the snowfall.

به زودی، شهر به دلیل بارش برف مسدود شد.

منبع: Pan Pan

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید