snowed-in

[ایالات متحده]/[ˈsnəʊɪd ɪn]/
[بریتانیا]/[ˈsnoʊɪd ɪn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ممنوع از ترک ساختمان یا منطقه به دلیل برف زیاد.
v. ممنوع شدن از ترک ساختمان یا منطقه به دلیل برف زیاد.

عبارات و ترکیب‌ها

getting snowed-in

در گیر برف قرار گرفتن

snowed-in house

خانه‌ای که در گیر برف است

snowed-in town

شهری که در گیر برف است

snowed-in weekend

رفری در گیر برف

snowed-in roads

جاده‌های در گیر برف

snowed-in completely

کاملاً در گیر برف قرار گرفتن

snowed-in situation

وضعیت در گیر برف

جملات نمونه

we were snowed-in at the cabin for three days, with no cell service.

ما در خانه روستایی به مدت سه روز با گرفتار شدن در برف و بدون سرویس تلفن همراه بودیم.

the family snowed-in during the blizzard played board games all day.

خانواده در حین برف‌‌گیری در طی باد بارانی تمام روز بازی‌های جدولی را بازی کرد.

due to the heavy snowfall, the airport was closed, and many passengers were snowed-in.

به دلیل بارش برف سنگین، فرودگاه بسته شد و بسیاری از مسافران در برف گرفتار شدند.

the rescue team worked tirelessly to reach those snowed-in in their vehicles.

تیم نجات دهندگان به طور خستگی‌ناپذیری کار کردند تا به افرادی که در خودروهایشان در برف گرفتار شده بودند دست یابند.

we spent a cozy evening snowed-in, drinking hot chocolate and watching movies.

ما یک شب گرم را در برف گرفتار شده گذراندیم، چای گرم می‌نوشیدیم و فیلم می‌نگاه می‌کردیم.

the roads were impassable, leaving the town completely snowed-in.

جاده‌ها قابل عبور نبودند و شهر به طور کامل در برف گرفتار شد.

after being snowed-in, we were grateful for the supplies we had stocked up on.

پس از گرفتار شدن در برف، ما از تدارکاتی که داشتیم سپاسگزار بودیم.

the school was closed, and the students were happily snowed-in at home.

مدرسه بسته بود و دانش‌آموزان خوشحالانه در خانه در برف گرفتار شده بودند.

we had planned a hike, but we got snowed-in and couldn't leave.

ما یک گشت روی کوه را برنامه‌ریزی کرده بودیم، اما در برف گرفتار شدیم و نتوانستیم بیرون برویم.

the volunteers helped shovel snow for those snowed-in and unable to clear their driveways.

داوطلبان به افرادی که در برف گرفتار شده بودند و قادر به پاک کردن راه‌های خود نبودند، کمک کردند تا برف را بکوبند.

despite being snowed-in, we managed to have a wonderful christmas.

با وجود اینکه در برف گرفتار شده بودیم، ما موفق شدیم یک عید میلادی فوق‌العاده داشته باشیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید