shunned

[ایالات متحده]/ʃʌnd/
[بریتانیا]/ʃʌnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از چیزی دوری کردن یا جلوگیری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

shunned behavior

رفتار طرد شده

shunned by society

طرد شده توسط جامعه

shunned individuals

افراد طرد شده

shunned practices

روش‌های طرد شده

shunned relationships

روابط طرد شده

shunned ideas

ایده‌های طرد شده

shunned community

جامعه طرد شده

shunned values

ارزش‌های طرد شده

shunned choices

انتخاب‌های طرد شده

shunned opinions

نظرات طرد شده

جملات نمونه

he was shunned by his peers after the incident.

او پس از حادثه توسط همسالانش طرد شد.

many people shunned the controversial figure.

بسیاری از مردم آن شخص بحث‌برانگیز را طرد کردند.

she felt shunned at the party for not knowing anyone.

او در مهمانی احساس طرد شد زیرا هیچ‌کس را نمی‌شناخت.

he shunned the spotlight after the scandal.

او پس از رسوایی از توجه رسانه ها دوری کرد.

they shunned traditional methods in favor of innovation.

آنها روش‌های سنتی را به نفع نوآوری کنار گذاشتند.

she was shunned for her unpopular opinions.

او به دلیل نظرات غیر محبوبش طرد شد.

he shunned all forms of social media.

او از همه اشکال رسانه های اجتماعی دوری کرد.

the community shunned the harmful practices.

جامعه از روش های مضر دوری کرد.

after the rumors, he was shunned by his friends.

پس از شایعات، او توسط دوستانش طرد شد.

she shunned the idea of moving away from home.

او ایده نقل مکان از خانه را کنار گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید