shunned behavior
رفتار طرد شده
shunned by society
طرد شده توسط جامعه
shunned individuals
افراد طرد شده
shunned practices
روشهای طرد شده
shunned relationships
روابط طرد شده
shunned ideas
ایدههای طرد شده
shunned community
جامعه طرد شده
shunned values
ارزشهای طرد شده
shunned choices
انتخابهای طرد شده
shunned opinions
نظرات طرد شده
he was shunned by his peers after the incident.
او پس از حادثه توسط همسالانش طرد شد.
many people shunned the controversial figure.
بسیاری از مردم آن شخص بحثبرانگیز را طرد کردند.
she felt shunned at the party for not knowing anyone.
او در مهمانی احساس طرد شد زیرا هیچکس را نمیشناخت.
he shunned the spotlight after the scandal.
او پس از رسوایی از توجه رسانه ها دوری کرد.
they shunned traditional methods in favor of innovation.
آنها روشهای سنتی را به نفع نوآوری کنار گذاشتند.
she was shunned for her unpopular opinions.
او به دلیل نظرات غیر محبوبش طرد شد.
he shunned all forms of social media.
او از همه اشکال رسانه های اجتماعی دوری کرد.
the community shunned the harmful practices.
جامعه از روش های مضر دوری کرد.
after the rumors, he was shunned by his friends.
پس از شایعات، او توسط دوستانش طرد شد.
she shunned the idea of moving away from home.
او ایده نقل مکان از خانه را کنار گذاشت.
shunned behavior
رفتار طرد شده
shunned by society
طرد شده توسط جامعه
shunned individuals
افراد طرد شده
shunned practices
روشهای طرد شده
shunned relationships
روابط طرد شده
shunned ideas
ایدههای طرد شده
shunned community
جامعه طرد شده
shunned values
ارزشهای طرد شده
shunned choices
انتخابهای طرد شده
shunned opinions
نظرات طرد شده
he was shunned by his peers after the incident.
او پس از حادثه توسط همسالانش طرد شد.
many people shunned the controversial figure.
بسیاری از مردم آن شخص بحثبرانگیز را طرد کردند.
she felt shunned at the party for not knowing anyone.
او در مهمانی احساس طرد شد زیرا هیچکس را نمیشناخت.
he shunned the spotlight after the scandal.
او پس از رسوایی از توجه رسانه ها دوری کرد.
they shunned traditional methods in favor of innovation.
آنها روشهای سنتی را به نفع نوآوری کنار گذاشتند.
she was shunned for her unpopular opinions.
او به دلیل نظرات غیر محبوبش طرد شد.
he shunned all forms of social media.
او از همه اشکال رسانه های اجتماعی دوری کرد.
the community shunned the harmful practices.
جامعه از روش های مضر دوری کرد.
after the rumors, he was shunned by his friends.
پس از شایعات، او توسط دوستانش طرد شد.
she shunned the idea of moving away from home.
او ایده نقل مکان از خانه را کنار گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید