was so-so
تا حدی خوب
feel so-so
احساس میکنم تا حدی خوب
so-so quality
کیفیت تا حدی خوب
doing so-so
تا حدی خوب انجام دادم
a so-so result
نتیجهای تا حدی خوب
so-so performance
عملکرد تا حدی خوب
looks so-so
تا حدی خوب به نظر میرسد
so-so food
غذا تا حدی خوب
just so-so
فقط تا حدی خوب
the food was so-so; i've had better.
غذا معمولی بود؛ بهتر هم خوردهام.
my performance on the test was so-so.
عملکرد من در امتحان معمولی بود.
the movie was so-so; nothing special.
فیلم معمولی بود؛ چیز خاصی نبود.
i felt so-so about the whole situation.
در مورد کل وضعیت، حس معمولی داشتم.
the weather today is so-so, a bit cloudy.
هوا امروز معمولی است، کمی ابری.
his presentation was so-so, lacking enthusiasm.
ارائه او معمولی بود، فاقد شور و اشتیاق.
the service at the restaurant was so-so.
خدمات در رستوران معمولی بود.
i'm feeling so-so today; just a bit tired.
امروز حس معمولی دارم؛ فقط کمی خسته ام.
the product's quality was so-so, not great.
کیفیت محصول معمولی بود، عالی نبود.
the concert was so-so; i expected more.
اجرا کنسرت معمولی بود؛ انتظار بیشتری داشتم.
my attempt at baking a cake was so-so.
تلاش من برای پختن کیک معمولی بود.
was so-so
تا حدی خوب
feel so-so
احساس میکنم تا حدی خوب
so-so quality
کیفیت تا حدی خوب
doing so-so
تا حدی خوب انجام دادم
a so-so result
نتیجهای تا حدی خوب
so-so performance
عملکرد تا حدی خوب
looks so-so
تا حدی خوب به نظر میرسد
so-so food
غذا تا حدی خوب
just so-so
فقط تا حدی خوب
the food was so-so; i've had better.
غذا معمولی بود؛ بهتر هم خوردهام.
my performance on the test was so-so.
عملکرد من در امتحان معمولی بود.
the movie was so-so; nothing special.
فیلم معمولی بود؛ چیز خاصی نبود.
i felt so-so about the whole situation.
در مورد کل وضعیت، حس معمولی داشتم.
the weather today is so-so, a bit cloudy.
هوا امروز معمولی است، کمی ابری.
his presentation was so-so, lacking enthusiasm.
ارائه او معمولی بود، فاقد شور و اشتیاق.
the service at the restaurant was so-so.
خدمات در رستوران معمولی بود.
i'm feeling so-so today; just a bit tired.
امروز حس معمولی دارم؛ فقط کمی خسته ام.
the product's quality was so-so, not great.
کیفیت محصول معمولی بود، عالی نبود.
the concert was so-so; i expected more.
اجرا کنسرت معمولی بود؛ انتظار بیشتری داشتم.
my attempt at baking a cake was so-so.
تلاش من برای پختن کیک معمولی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید