| صفت یا فعل حال استمراری | socializing |
| شکل سوم شخص مفرد | socializes |
| قسمت سوم فعل | socialized |
| زمان گذشته | socialized |
| جمع | socializes |
for students, there is a tendency to socialize in the evenings.
برای دانشآموزان، تمایلی به معاشرت در ساعات عصر وجود دارد.
newcomers are socialized into orthodox ways.
افراد تازه وارد در روش های متعارف اجتماعی می شوند.
he socialized with the other young people, one boy in particular.
او با سایر جوانان، به ویژه یک پسر، معاشرت کرد.
They live together, work together and socialize together. If you ask me, it can’t be healthy to live in each other’s pockets like that.
آنها با هم زندگی میکنند، با هم کار میکنند و با هم معاشرت میکنند. اگر از من بپرسید، زندگی در کنار یکدیگر به این شکل سالم نیست.
She loves to socialize with her coworkers after work.
او عاشق معاشرت با همکارانش بعد از کار است.
It's important to socialize your puppy at a young age.
مهم است که توله خود را در سن جوانی اجتماعی کنید.
He finds it difficult to socialize in large groups.
او معاشرت در گروههای بزرگ را دشوار میداند.
Attending networking events is a great way to socialize and make connections.
شرکت در رویدادهای شبکه سازی راهی عالی برای معاشرت و ایجاد ارتباط است.
She uses social media to socialize with friends from around the world.
او از رسانه های اجتماعی برای معاشرت با دوستانش از سراسر جهان استفاده می کند.
The club provides opportunities for members to socialize and have fun together.
باشگاه فرصتهایی را برای معاشرت و خوش گذرانی با هم برای اعضا فراهم میکند.
Some people prefer to socialize online rather than in person.
برخی افراد ترجیح می دهند به جای حضوری، به صورت آنلاین معاشرت کنند.
It's important for children to socialize with other kids their age.
مهم است که کودکان با سایر کودکانی که همسن و سال خود هستند معاشرت کنند.
She is very outgoing and loves to socialize with new people.
او بسیار برونگرا است و عاشق معاشرت با افراد جدید است.
Many introverts find it draining to socialize for long periods of time.
بسیاری از درونگراها معاشرت برای مدت طولانی را خسته کننده میدانند.
for students, there is a tendency to socialize in the evenings.
برای دانشآموزان، تمایلی به معاشرت در ساعات عصر وجود دارد.
newcomers are socialized into orthodox ways.
افراد تازه وارد در روش های متعارف اجتماعی می شوند.
he socialized with the other young people, one boy in particular.
او با سایر جوانان، به ویژه یک پسر، معاشرت کرد.
They live together, work together and socialize together. If you ask me, it can’t be healthy to live in each other’s pockets like that.
آنها با هم زندگی میکنند، با هم کار میکنند و با هم معاشرت میکنند. اگر از من بپرسید، زندگی در کنار یکدیگر به این شکل سالم نیست.
She loves to socialize with her coworkers after work.
او عاشق معاشرت با همکارانش بعد از کار است.
It's important to socialize your puppy at a young age.
مهم است که توله خود را در سن جوانی اجتماعی کنید.
He finds it difficult to socialize in large groups.
او معاشرت در گروههای بزرگ را دشوار میداند.
Attending networking events is a great way to socialize and make connections.
شرکت در رویدادهای شبکه سازی راهی عالی برای معاشرت و ایجاد ارتباط است.
She uses social media to socialize with friends from around the world.
او از رسانه های اجتماعی برای معاشرت با دوستانش از سراسر جهان استفاده می کند.
The club provides opportunities for members to socialize and have fun together.
باشگاه فرصتهایی را برای معاشرت و خوش گذرانی با هم برای اعضا فراهم میکند.
Some people prefer to socialize online rather than in person.
برخی افراد ترجیح می دهند به جای حضوری، به صورت آنلاین معاشرت کنند.
It's important for children to socialize with other kids their age.
مهم است که کودکان با سایر کودکانی که همسن و سال خود هستند معاشرت کنند.
She is very outgoing and loves to socialize with new people.
او بسیار برونگرا است و عاشق معاشرت با افراد جدید است.
Many introverts find it draining to socialize for long periods of time.
بسیاری از درونگراها معاشرت برای مدت طولانی را خسته کننده میدانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید