sociopath

[ایالات متحده]/ˈsəʊ.ʃi.əʊ.pæθ/
[بریتانیا]/ˈsoʊ.ʃi.əˌpæθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی با اختلال شخصیتی که خود را در نگرش‌ها و رفتارهای شدید ضد اجتماعی نشان می‌دهد؛ فردی که حس مسئولیت اخلاقی ندارد؛ فردی که غیر اجتماعی یا گوشه‌نشین است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sociopath behavior

رفتار فرد ضداجتماعی

sociopath traits

ویژگی‌های فرد ضداجتماعی

sociopath tendencies

گرایش‌های فرد ضداجتماعی

sociopath diagnosis

تشخیص فرد ضداجتماعی

sociopath personality

شخصیت فرد ضداجتماعی

sociopath actions

رفتارهای فرد ضداجتماعی

sociopath characteristics

ویژگی‌های شخصیتی فرد ضداجتماعی

sociopath mind

ذهن فرد ضداجتماعی

sociopath relationships

روابط فرد ضداجتماعی

جملات نمونه

he was diagnosed as a sociopath after several evaluations.

او پس از ارزیابی‌های متعدد به عنوان یک سوسیوپات تشخیص داده شد.

many sociopaths lack empathy for others.

بسیاری از سوسیوپات‌ها فاقد همدلی با دیگران هستند.

understanding the mind of a sociopath can be challenging.

درک ذهن یک سوسیوپات می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

sociopaths often manipulate those around them.

سوسیوپات‌ها اغلب اطرافیان خود را دستکاری می‌کنند.

she suspected her ex-boyfriend was a sociopath.

او مشکوک بود که دوست پسر سابقش یک سوسیوپات است.

some sociopaths can be very charming at first.

برخی از سوسیوپات‌ها در ابتدا می‌توانند بسیار جذاب باشند.

it's important to recognize the signs of a sociopath.

تشخیص نشانه‌های یک سوسیوپات مهم است.

many films portray sociopaths as villains.

بسیاری از فیلم‌ها سوسیوپات‌ها را به عنوان شخصیت‌های شرور به تصویر می‌کشند.

therapists often study sociopath behavior for insights.

درمانگران اغلب رفتار سوسیوپاتیک را برای کسب اطلاعات مطالعه می‌کنند.

his sociopathic tendencies worried his friends.

گرایش‌های سوسیوپاتیک او دوستانش را نگران می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید