sodden

[ایالات متحده]/ˈsɒdn/
[بریتانیا]/ˈsɑːdn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کاملاً خیس; کاملاً تر
vt. اشباع کردن; خیس کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sodden clothes

لباس‌های خیسیده

sodden ground

زمین خیسیده

جملات نمونه

a mulch of sodden brown stems.

یک کود از ساقه های قهوه ای خیس

clothes sodden with rain

لباس‌های خیسیده از باران

That was played between Francesca Schiavone and Ai Sugiyama at the rain-sodden US Open last year.

این مسابقه‌ای بود که بین فرانچسکا شیائوونه و آی سوگی‌یاما در مسابقات اوپن آمریکا سال گذشته در هوای بارانی برگزار شد.

The sodden ground made it difficult to walk through the field.

زمین خیس و گل‌آلود راه رفتن در آن را در سراسر زمین دشوار می‌کرد.

His clothes were sodden after being caught in the rain.

لباس‌های او پس از گیر افتادن در باران خیس و سنگین شده بودند.

The sodden wood was too wet to use for the campfire.

چوب خیس و سنگین آنقدر خیس بود که نتوان از آن برای آتش‌سوزی استفاده کرد.

She trudged through the sodden streets on her way home.

او در حالی که به خانه می‌رفت از خیابان‌های خیس و سنگین عبور کرد.

The sodden towels needed to be hung up to dry.

حوله های خیس و سنگین باید آویزان شوند تا خشک شوند.

The sodden fields were a result of heavy rainfall.

زمین‌های خیس و سنگین نتیجه باران شدید بود.

The sodden leaves clung to the ground after the storm.

برگ‌های خیس و سنگین پس از طوفان به زمین چسبیدند.

She could feel the sodden sand beneath her feet at the beach.

او می‌توانست احساس کند که شن‌های خیس و سنگین زیر پای او در ساحل وجود دارد.

The sodden cardboard boxes fell apart in the rain.

جعبه‌های مقوایی خیس و سنگین در باران از هم پاشیدند.

The sodden conditions made it hard to start a campfire.

شرایط خیس و سنگین شروع آتش‌سوزی را دشوار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید