solitaries

[ایالات متحده]/[ˈsɒlɪt(ə)riz]/
[بریتانیا]/[ˈsɑːlɪt(ə)riz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که ترجیح می‌دهد تنها زندگی کند؛ گوشه‌گیر؛ عضو یک گروه مذهبی که در تنهایی زندگی می‌کند.
adj. زندگی کردن یا ترجیح دادن به زندگی در تنهایی.

عبارات و ترکیب‌ها

solitary lives

Persian_translation

solitary confinement

Persian_translation

solitary figure

Persian_translation

solitary walk

Persian_translation

solitary pursuit

Persian_translation

be solitary

Persian_translation

living solitary

Persian_translation

solitary existence

Persian_translation

solitary state

Persian_translation

became solitary

Persian_translation

جملات نمونه

the research focused on the behavior of social solitaries in urban environments.

تحقیقات بر روی رفتار گوشه‌گیران اجتماعی در محیط‌های شهری متمرکز بود.

despite their preference for solitude, some solitaries occasionally sought human interaction.

با وجود ترجیح آنها به تنهایی، برخی از گوشه‌گیران گاهی اوقات به دنبال تعامل با انسان‌ها بودند.

the artist was known as a creative solitary, working late into the night.

هنرمند به عنوان یک گوشه‌گیر خلاق شناخته می‌شد که تا دیروقت شب کار می‌کرد.

many solitaries find solace and inspiration in nature's quiet embrace.

بسیاری از گوشه‌گیران آرامش و الهام را در آغوش آرام طبیعت می‌یابند.

the aging recluse was a true solitary, living a simple life in the countryside.

گوشه‌گیر پیر یک گوشه‌گیر واقعی بود و زندگی ساده‌ای را در روستا می‌گذراند.

the study examined the psychological profiles of habitual solitaries.

این مطالعه پروفایل‌های روانشناختی گوشه‌گیران عادتی را بررسی کرد.

he became a solitary after experiencing a profound personal loss.

او پس از تجربه یک فقدان شخصی عمیق به یک گوشه‌گیر تبدیل شد.

the solitaries often preferred books and quiet contemplation over social gatherings.

گوشه‌گیران اغلب ترجیح می‌دادند به جای جمع‌های اجتماعی، کتاب‌ها و تفکر آرام را انتخاب کنند.

the lighthouse keeper was a solitary figure, tending to the lamp for weeks at a time.

نگهبان فانوس دریایی یک شخصیت گوشه‌گیر بود که هفته‌ها در یک زمان به چراغ‌ها رسیدگی می‌کرد.

a growing number of young adults are choosing to become digital solitaries.

تعداد فزاینده‌ای از جوانان در حال انتخاب برای تبدیل شدن به گوشه‌گیران دیجیتال هستند.

the mountain hermit lived as a solitary, seeking enlightenment through meditation.

زمینی که در کوه زندگی می‌کرد به عنوان یک گوشه‌گیر زندگی می‌کرد و به دنبال روشنگری از طریق مراقبه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید