solvents

[ایالات متحده]/ˈsɒlvənts/
[بریتانیا]/ˈsɑːlvənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موادی که یک حل شونده را حل می‌کنند؛ وسیله‌ای برای حل یک مشکل

عبارات و ترکیب‌ها

organic solvents

حلال‌های آلی

polar solvents

حلال‌های قطبی

non-polar solvents

حلال‌های غیرقطبی

volatile solvents

حلال‌های فرار

solvents mixture

مخلوط حلال‌ها

solvents recovery

بازیافت حلال

solvents evaporation

تبخیر حلال

solvents extraction

استخراج حلال

solvents analysis

تجزیه و تحلیل حلال

solvents properties

خواص حلال‌ها

جملات نمونه

solvents are essential in many chemical processes.

حلال‌ها در بسیاری از فرآیندهای شیمیایی ضروری هستند.

different solvents can affect the outcome of a reaction.

حلال‌های مختلف می‌توانند بر نتیجه یک واکنش تأثیر بگذارند.

always handle solvents in a well-ventilated area.

همیشه حلال‌ها را در یک فضای با تهویه مناسب جابجا کنید.

solvents can be classified into polar and non-polar types.

حلال‌ها را می‌توان بر اساس نوع قطبی و غیرقطبی طبقه‌بندی کرد.

some solvents are hazardous and require special handling.

برخی از حلال‌ها خطرناک هستند و نیاز به رسیدگی ویژه دارند.

water is often used as a solvent in laboratory experiments.

آب اغلب به عنوان حلال در آزمایش‌های آزمایشگاهی استفاده می‌شود.

organic solvents are widely used in the paint industry.

حلال‌های آلی به طور گسترده در صنعت رنگ استفاده می‌شوند.

it is important to choose the right solvent for your application.

انتخاب حلال مناسب برای کاربردی که دارید مهم است.

some solvents can dissolve a wide range of substances.

برخی از حلال‌ها می‌توانند طیف گسترده‌ای از مواد را حل کنند.

safety data sheets provide information on solvent handling.

برگه های اطلاعات ایمنی اطلاعاتی در مورد نحوه رسیدگی به حلال ارائه می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید