sombrero

[ایالات متحده]/sɒm'breərəʊ/
[بریتانیا]/sɑm'brɛro/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلاه لبه‌گسترده (از مکزیک)
Word Forms
جمعsombreros

جملات نمونه

The Spaniard was wrapped in a serape; he had bushy white whiskers; long white hair flowed from under his sombrero, and he wore green goggles.

اسپانیایی در یک سِراپ پیچیده شده بود؛ او سبیل سفید و انبوه داشت؛ موهای سفید بلند از زیر هومبروی او بیرون زده بود و او عینک سبز به چشم داشت.

He wore a sombrero to the Mexican-themed party.

او یک سومبررو به مهمانی با تم مکزیکی پوشید.

She bought a colorful sombrero as a souvenir from her trip.

او یک سومبررو رنگارنگ به عنوان سوغاتی از سفرش خرید.

The mariachi band wore matching sombreros during the performance.

گروه ماریاچی در طول اجرا، سومبرروهای مشابهی پوشیدند.

He tipped his sombrero as a gesture of respect.

او به عنوان نشانه احترام، سومبررویش را کج کرد.

The sombrero shielded him from the scorching sun.

سومبررو او را از آفتاب سوزان محافظت کرد.

She decorated her sombrero with colorful ribbons.

او سومبررویش را با روبان‌های رنگارنگ تزئین کرد.

The sombrero is a traditional Mexican hat with a wide brim.

سومبررو یک کلاه سنتی مکزیکی با لبه پهن است.

Children at the fiesta wore miniature sombreros on their heads.

کودکان در فیستا، سومبرروهای کوچک روی سرشان گذاشتند.

The sombrero is often associated with Mexican culture and heritage.

سومبررو اغلب با فرهنگ و میراث مکزیک مرتبط است.

She embroidered her initials on the sombrero to personalize it.

او حروف اول نامش را روی سومبررو گلدوزی کرد تا آن را شخصی‌سازی کند.

نمونه‌های واقعی

He even bought star-spangled sombreros for everybody.

او حتی کلاه‌های سومبرروهای ستاره‌دار برای همه خرید.

منبع: Modern Family Season 6

Good-bye, he answered, raising his broad sombrero, and bending over her little hand.

خداحافظ، او پاسخ داد، در حالی که کلاه سومبررویش را بالا می‌برد و خم می‌شد روی دست کوچکش.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

But I think this one fits me Well. Why don't you try on the sombrero in black?

اما فکر می‌کنم این یکی به من خوب می‌خورد. چرا کلاه سیاه را امتحان نمی‌کنید؟

منبع: Shopping Dialogue for Traveling Abroad:

It's not like, it's not as big as Mexican sombrero but it's smaller and a small poncho.

اینطور نیست، اینقدر بزرگ نیست مثل کلاه سومبررو مکزیکی، اما کوچکتر است و یک پونچوی کوچک.

منبع: American English dialogue

Oh, not a problem.If anything goes down, we just put Koothrappali in the driver's seat and slap a sombrero on his head.

اوه، مشکلی نیست. اگر اتفاقی افتاد، ما فقط کوتراپالی را به صندلی راننده می‌بریم و یک سومبررو روی سرش می‌گذاریم.

منبع: The Big Bang Theory Season 9

It's the same thing but the " C" Wears a sombrero.

همان چیز است اما حرف " C" یک سومبررو می‌پوشد.

منبع: 2 Broke Girls Season 4

On horseback he wore a flat-crowned Mexican sombrero.

او در حالی که سوار بر اسب بود، یک سومبرروی مکزیکی با نوک صاف به سر داشت.

منبع: The Long Farewell (Part Two)

Richard draws a little devil for the bag and a guy in a sombrero.

ریچارد یک شیطان کوچک برای کیف و یک مرد با یک سومبررو می‌کشد.

منبع: Money Earth

She had on a big sombrero, she was sitting on a plastic burro.

او یک سومبرروی بزرگ به سر داشت، روی یک الاک پلاستیکی نشسته بود.

منبع: Everybody Loves Raymond Season 1

You don't look Mexican." And I get so apologetic, I'm like, " Oh, I'm so sorry, I forgot my sombrero.

شما مثل مکزیکی به نظر نمی‌رسید. و من خیلی عذرخواهم، می‌گویم: «وای، خیلی متاسفم، سومبرروم را فراموش کردم.

منبع: TED Talks (Video Edition) September 2023 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید