somethings

[ایالات متحده]/ˈsʌmθɪŋz/
[بریتانیا]/ˈsʌmθɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تقریبی; به گونه‌ای شبیه
pron. برخی امور; برخی اشیاء
n. شخص مهم; موضوع قابل توجه
adv. بسیار; تا حدی; تقریبا

عبارات و ترکیب‌ها

some somethings

چند چیز

find somethings

پیدا کردن چیزها

bring somethings

آورده شدن چیزها

buy somethings

خریدن چیزها

make somethings

ساختن چیزها

show somethings

نشان دادن چیزها

lose somethings

از دست دادن چیزها

get somethings

گرفتن چیزها

tell somethings

گفتن چیزها

change somethings

تغییر دادن چیزها

جملات نمونه

i have somethings to discuss with you.

من چیزهایی برای صحبت کردن با شما دارم.

there are somethings in life that are worth waiting for.

چیزهایی در زندگی وجود دارند که ارزش صبر کردن دارند.

sometimes, somethings can be more valuable than money.

گاهی اوقات، چیزهایی می توانند ارزشمندتر از پول باشند.

she always finds somethings to complain about.

او همیشه چیزی برای شکایت پیدا می کند.

there are somethings you need to understand before making a decision.

چیزهایی وجود دارند که باید قبل از تصمیم گیری آنها را درک کنید.

he collects somethings from each country he visits.

او از هر کشوری که بازدید می کند، چیزهایی جمع آوری می کند.

we should focus on the somethings that truly matter.

ما باید بر روی چیزهایی تمرکز کنیم که واقعاً مهم هستند.

there are somethings that can't be explained easily.

چیزهایی وجود دارند که نمی توان آنها را به راحتی توضیح داد.

she has somethings planned for the weekend.

او برای آخر هفته برنامه هایی دارد.

sometimes, somethings just happen for a reason.

گاهی اوقات، چیزها فقط به دلیلی اتفاق می افتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید