some somethings
چند چیز
find somethings
پیدا کردن چیزها
bring somethings
آورده شدن چیزها
buy somethings
خریدن چیزها
make somethings
ساختن چیزها
show somethings
نشان دادن چیزها
lose somethings
از دست دادن چیزها
get somethings
گرفتن چیزها
tell somethings
گفتن چیزها
change somethings
تغییر دادن چیزها
i have somethings to discuss with you.
من چیزهایی برای صحبت کردن با شما دارم.
there are somethings in life that are worth waiting for.
چیزهایی در زندگی وجود دارند که ارزش صبر کردن دارند.
sometimes, somethings can be more valuable than money.
گاهی اوقات، چیزهایی می توانند ارزشمندتر از پول باشند.
she always finds somethings to complain about.
او همیشه چیزی برای شکایت پیدا می کند.
there are somethings you need to understand before making a decision.
چیزهایی وجود دارند که باید قبل از تصمیم گیری آنها را درک کنید.
he collects somethings from each country he visits.
او از هر کشوری که بازدید می کند، چیزهایی جمع آوری می کند.
we should focus on the somethings that truly matter.
ما باید بر روی چیزهایی تمرکز کنیم که واقعاً مهم هستند.
there are somethings that can't be explained easily.
چیزهایی وجود دارند که نمی توان آنها را به راحتی توضیح داد.
she has somethings planned for the weekend.
او برای آخر هفته برنامه هایی دارد.
sometimes, somethings just happen for a reason.
گاهی اوقات، چیزها فقط به دلیلی اتفاق می افتند.
some somethings
چند چیز
find somethings
پیدا کردن چیزها
bring somethings
آورده شدن چیزها
buy somethings
خریدن چیزها
make somethings
ساختن چیزها
show somethings
نشان دادن چیزها
lose somethings
از دست دادن چیزها
get somethings
گرفتن چیزها
tell somethings
گفتن چیزها
change somethings
تغییر دادن چیزها
i have somethings to discuss with you.
من چیزهایی برای صحبت کردن با شما دارم.
there are somethings in life that are worth waiting for.
چیزهایی در زندگی وجود دارند که ارزش صبر کردن دارند.
sometimes, somethings can be more valuable than money.
گاهی اوقات، چیزهایی می توانند ارزشمندتر از پول باشند.
she always finds somethings to complain about.
او همیشه چیزی برای شکایت پیدا می کند.
there are somethings you need to understand before making a decision.
چیزهایی وجود دارند که باید قبل از تصمیم گیری آنها را درک کنید.
he collects somethings from each country he visits.
او از هر کشوری که بازدید می کند، چیزهایی جمع آوری می کند.
we should focus on the somethings that truly matter.
ما باید بر روی چیزهایی تمرکز کنیم که واقعاً مهم هستند.
there are somethings that can't be explained easily.
چیزهایی وجود دارند که نمی توان آنها را به راحتی توضیح داد.
she has somethings planned for the weekend.
او برای آخر هفته برنامه هایی دارد.
sometimes, somethings just happen for a reason.
گاهی اوقات، چیزها فقط به دلیلی اتفاق می افتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید