matters

[ایالات متحده]/[ˈmætəz]/
[بریتانیا]/[ˈmætərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیئی که قابل توجه یا مهم است؛ موضوع یا مسئله‌ای برای بررسی؛ پرونده یا دادخواست
v. مهم یا قابل توجه بودن؛ دلیلی برای نگرانی بودن
adv. برای تاکید بر اهمیت چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

it matters

مهم است

matters now

حالا مهم است

that matters

آن مهم است

doesn't matter

مهم نیست

what matters

چه چیزی مهم است

matters less

کمتر مهم است

matters most

بیشترین اهمیت را دارد

matters little

تقریباً مهم نیست

matters already

از قبل مهم است

جملات نمونه

what matters most is your health and happiness.

سلامتی و شادی شما مهم‌ترین چیز است.

the details matter, even in a simple project.

جزئیات مهم هستند، حتی در یک پروژه ساده.

it doesn't matter what others think.

نظری که دیگران دارند مهم نیست.

does it matter to you if we change the plan?

اگر برنامه را تغییر دهیم، برای شما مهم است؟

the quality of the ingredients matters a great deal.

کیفیت مواد اولیه اهمیت زیادی دارد.

experience matters in this competitive field.

تجربه در این زمینه رقابتی مهم است.

the outcome matters more than the process.

نتیجه مهم‌تر از فرآیند است.

it matters to me that you're doing well.

برای من مهم است که شما خوب هستید.

financial stability matters for long-term security.

ثبات مالی برای امنیت بلندمدت مهم است.

the timing of the announcement matters significantly.

زمان‌بندی اعلام نظر اهمیت زیادی دارد.

what matters now is finding a solution.

حالا مهم این است که یک راه حل پیدا کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید