sophomore

[ایالات متحده]/ˈsɒfəmɔː/
[بریتانیا]/ˈsɑːfəmɔːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانشجوی سال دوم در یک کالج یا دبیرستان
adj. مربوط به دانشجویان سال دوم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sophomore year

سال دوم

sophomore student

دانشجوی سال دوم

sophomore class

کلاس سال دوم

sophomore project

پروژه سال دوم

sophomore gpa

میانگین نمرات سال دوم

sophomore internship

کارآموزی سال دوم

sophomore seminar

سمینار سال دوم

sophomore curriculum

برنامه درسی سال دوم

sophomore experience

تجربه سال دوم

sophomore evaluation

ارزیابی سال دوم

جملات نمونه

the sophomore class organized a charity event.

کلاس سال دوم یک رویداد خیریه را سازماندهی کرد.

as a sophomore, i found my major to be challenging.

به عنوان یک سال دوم، من رشته تحصیلی خود را چالش برانگیز یافتم.

she is a sophomore in college and loves her classes.

او یک سال دوم در دانشگاه است و از کلاس هایش لذت می برد.

many sophomores struggle with time management.

بسیاری از سال دوم ها در مدیریت زمان مشکل دارند.

the sophomore year is crucial for academic success.

سال دوم برای موفقیت تحصیلی بسیار مهم است.

he joined the sophomore soccer team this year.

او امسال به تیم فوتبال سال دوم پیوست.

my sophomore project received high praise from the professor.

پروژه سال دوم من تحسین زیادی از استاد دریافت کرد.

she made a lot of friends during her sophomore year.

او در طول سال دوم خود دوست زیادی پیدا کرد.

the sophomore dance was a memorable event for everyone.

رقص سال دوم یک رویداد به یاد ماندنی برای همه بود.

he decided to change his major during his sophomore year.

او تصمیم گرفت در طول سال دوم خود رشته تحصیلی خود را تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید