| جمع | sots |
The project was conceived and initiated by Ptolemy Soter around 290 BC, but was completed after his death, during the reign of his son Ptolemy Philadelphus.
این پروژه توسط بطلمیوس سوتِر در حدود سال ۲۹۰ قبل از میلاد مطرح و آغاز شد، اما پس از مرگ او و در دوران حکومت پسرش بطلمیوس فیلا دلپوس تکمیل شد.
He is a sot who spends all his money on alcohol.
او یک سوت است که تمام پول خود را صرف الکل میکند.
The sot stumbled down the street, barely able to walk straight.
سوت در حالی که به سختی میتوانست صاف راه برود، در خیابان سر میخورد.
She tried to help her sot of a brother get sober.
او سعی کرد به برادر سوت خود کمک کند تا به هوش بیاید.
The sot's addiction to alcohol was ruining his life.
اعتیاد سوت به الکل زندگی او را نابود میکرد.
The sot's behavior at the party was embarrassing.
رفتار سوت در مهمانی شرمآور بود.
He was known as the town sot, always seen stumbling around drunk.
او به عنوان سوت شهر شناخته میشد، همیشه دیده میشد که در حالی که مست بود، به اطراف سر میخورد.
She couldn't stand being around sots who couldn't control themselves.
او نمیتوانست تحمل کند که در کنار سوتهایی باشد که نمیتوانستند خودشان را کنترل کنند.
The sot's health was deteriorating due to his excessive drinking.
به دلیل نوشیدن بیش از حد، سلامتی سوت رو به وخامت میرفت.
He was once a sot but managed to turn his life around and get sober.
او زمانی سوت بود، اما موفق شد زندگی خود را تغییر دهد و به هوش بیاید.
The sot's family staged an intervention to try to help him overcome his addiction.
خانواده سوت یک مداخله ترتیب دادند تا سعی کنند به او کمک کنند تا بر اعتیاد خود غلبه کند.
The project was conceived and initiated by Ptolemy Soter around 290 BC, but was completed after his death, during the reign of his son Ptolemy Philadelphus.
این پروژه توسط بطلمیوس سوتِر در حدود سال ۲۹۰ قبل از میلاد مطرح و آغاز شد، اما پس از مرگ او و در دوران حکومت پسرش بطلمیوس فیلا دلپوس تکمیل شد.
He is a sot who spends all his money on alcohol.
او یک سوت است که تمام پول خود را صرف الکل میکند.
The sot stumbled down the street, barely able to walk straight.
سوت در حالی که به سختی میتوانست صاف راه برود، در خیابان سر میخورد.
She tried to help her sot of a brother get sober.
او سعی کرد به برادر سوت خود کمک کند تا به هوش بیاید.
The sot's addiction to alcohol was ruining his life.
اعتیاد سوت به الکل زندگی او را نابود میکرد.
The sot's behavior at the party was embarrassing.
رفتار سوت در مهمانی شرمآور بود.
He was known as the town sot, always seen stumbling around drunk.
او به عنوان سوت شهر شناخته میشد، همیشه دیده میشد که در حالی که مست بود، به اطراف سر میخورد.
She couldn't stand being around sots who couldn't control themselves.
او نمیتوانست تحمل کند که در کنار سوتهایی باشد که نمیتوانستند خودشان را کنترل کنند.
The sot's health was deteriorating due to his excessive drinking.
به دلیل نوشیدن بیش از حد، سلامتی سوت رو به وخامت میرفت.
He was once a sot but managed to turn his life around and get sober.
او زمانی سوت بود، اما موفق شد زندگی خود را تغییر دهد و به هوش بیاید.
The sot's family staged an intervention to try to help him overcome his addiction.
خانواده سوت یک مداخله ترتیب دادند تا سعی کنند به او کمک کنند تا بر اعتیاد خود غلبه کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید