save souls
نجات جانها
lost souls
جانهای گمشده
troubled souls
جانهای پریشان
innocent souls
جانهای بیگناه
weary souls
جانهای خسته
ancient souls
جانهای باستانی
free souls
جانهای آزاد
searching souls
جانهای جستجوگر
burdened souls
جانهای باردار
gentle souls
جانهای مهربان
the artist sought to capture the souls of the city in her paintings.
هنرمند تلاش کرد تا ارواح شهر را در نقاشیهای خود به تصویر بکشد.
they searched for lost souls and offered them comfort and guidance.
آنها به دنبال ارواح گمشده بودند و آنها را با آرامش و راهنمایی یاری میکردند.
the music stirred the souls of everyone in the audience.
موسیقی روح همه کسانی را که در سالن حضور داشتند، برانگیخت.
he felt a connection with the souls of his ancestors.
او ارتباطی با ارواح نیاکانش احساس کرد.
the old house seemed to hold the souls of generations past.
خانه قدیمی گویی ارواح نسلهای گذشته را در خود جای داده بود.
the war left many soldiers with wounded souls.
جنگ باعث شد بسیاری از سربازان با روحهای زخمی باقی بمانند.
she poured her soul into the project, giving it her all.
او تمام وجود خود را در این پروژه ریخت و تمام تلاش خود را انجام داد.
the poem explored the complexities of human souls.
شعر به بررسی پیچیدگیهای روح انسان پرداخت.
he sold his soul to the devil in exchange for power.
او روح خود را به شیطان در ازای قدرت فروخت.
the church offered solace to troubled souls seeking redemption.
کلیسای، آرامش را به ارواح پریشان که به دنبال رستگاری بودند، ارائه میداد.
the film aimed to explore the depths of the human soul.
فیلم به دنبال بررسی اعماق روح انسان بود.
save souls
نجات جانها
lost souls
جانهای گمشده
troubled souls
جانهای پریشان
innocent souls
جانهای بیگناه
weary souls
جانهای خسته
ancient souls
جانهای باستانی
free souls
جانهای آزاد
searching souls
جانهای جستجوگر
burdened souls
جانهای باردار
gentle souls
جانهای مهربان
the artist sought to capture the souls of the city in her paintings.
هنرمند تلاش کرد تا ارواح شهر را در نقاشیهای خود به تصویر بکشد.
they searched for lost souls and offered them comfort and guidance.
آنها به دنبال ارواح گمشده بودند و آنها را با آرامش و راهنمایی یاری میکردند.
the music stirred the souls of everyone in the audience.
موسیقی روح همه کسانی را که در سالن حضور داشتند، برانگیخت.
he felt a connection with the souls of his ancestors.
او ارتباطی با ارواح نیاکانش احساس کرد.
the old house seemed to hold the souls of generations past.
خانه قدیمی گویی ارواح نسلهای گذشته را در خود جای داده بود.
the war left many soldiers with wounded souls.
جنگ باعث شد بسیاری از سربازان با روحهای زخمی باقی بمانند.
she poured her soul into the project, giving it her all.
او تمام وجود خود را در این پروژه ریخت و تمام تلاش خود را انجام داد.
the poem explored the complexities of human souls.
شعر به بررسی پیچیدگیهای روح انسان پرداخت.
he sold his soul to the devil in exchange for power.
او روح خود را به شیطان در ازای قدرت فروخت.
the church offered solace to troubled souls seeking redemption.
کلیسای، آرامش را به ارواح پریشان که به دنبال رستگاری بودند، ارائه میداد.
the film aimed to explore the depths of the human soul.
فیلم به دنبال بررسی اعماق روح انسان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید