| جمع | sourdoughs |
sourdough bread
نان خمیر اسیدی
sourdough starter
مایه شروع خمیر ترش
sourdough pizza
پیتزای خمیر ترش
sourdough pancakes
پنکیک خمیر ترش
sourdough toast
نان تست خمیر ترش
sourdough rolls
نان برگر خمیر ترش
sourdough biscuits
بیسکویت خمیر ترش
sourdough crackers
کشکول خمیر ترش
sourdough loaf
نان خمیر ترش
sourdough culture
فرهنگ خمیر ترش
i love baking sourdough bread on weekends.
من عاشق پخت نان سوخاری در آخر هفته ها هستم.
she prefers sourdough over regular bread.
او نان سوخاری را بر نان معمولی ترجیح می دهد.
sourdough requires a longer fermentation process.
نان سوخاری به فرآیند تخمیر طولانی تری نیاز دارد.
he learned how to make sourdough from a recipe book.
او یاد گرفت چگونه نان سوخاری را از یک کتاب دستور غذا درست کند.
they served sourdough with the soup at the restaurant.
آنها نان سوخاری را با سوپ در رستوران سرو کردند.
the sourdough starter needs to be fed regularly.
مایه نان سوخاری باید به طور منظم تغذیه شود.
we enjoyed a slice of warm sourdough with butter.
ما از یک برش نان سوخاری گرم با کره لذت بردیم.
making sourdough can be a rewarding experience.
پخت نان سوخاری می تواند یک تجربه ارزشمند باشد.
he sells artisanal sourdough at the local market.
او نان سوخاری دست ساز را در بازار محلی می فروشد.
she enjoys experimenting with different sourdough recipes.
او از آزمایش دستور العمل های مختلف نان سوخاری لذت می برد.
sourdough bread
نان خمیر اسیدی
sourdough starter
مایه شروع خمیر ترش
sourdough pizza
پیتزای خمیر ترش
sourdough pancakes
پنکیک خمیر ترش
sourdough toast
نان تست خمیر ترش
sourdough rolls
نان برگر خمیر ترش
sourdough biscuits
بیسکویت خمیر ترش
sourdough crackers
کشکول خمیر ترش
sourdough loaf
نان خمیر ترش
sourdough culture
فرهنگ خمیر ترش
i love baking sourdough bread on weekends.
من عاشق پخت نان سوخاری در آخر هفته ها هستم.
she prefers sourdough over regular bread.
او نان سوخاری را بر نان معمولی ترجیح می دهد.
sourdough requires a longer fermentation process.
نان سوخاری به فرآیند تخمیر طولانی تری نیاز دارد.
he learned how to make sourdough from a recipe book.
او یاد گرفت چگونه نان سوخاری را از یک کتاب دستور غذا درست کند.
they served sourdough with the soup at the restaurant.
آنها نان سوخاری را با سوپ در رستوران سرو کردند.
the sourdough starter needs to be fed regularly.
مایه نان سوخاری باید به طور منظم تغذیه شود.
we enjoyed a slice of warm sourdough with butter.
ما از یک برش نان سوخاری گرم با کره لذت بردیم.
making sourdough can be a rewarding experience.
پخت نان سوخاری می تواند یک تجربه ارزشمند باشد.
he sells artisanal sourdough at the local market.
او نان سوخاری دست ساز را در بازار محلی می فروشد.
she enjoys experimenting with different sourdough recipes.
او از آزمایش دستور العمل های مختلف نان سوخاری لذت می برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید