sourdough

[ایالات متحده]/ˈsaʊəˌdəʊ/
[بریتانیا]/ˈsaʊrˌdoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی نان که با خمیر تخمیر شده حاوی مخمر طبیعی تهیه می‌شود؛ شخص یا چیزی که پیشگام یا کاوشگر است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sourdough bread

نان خمیر اسیدی

sourdough starter

مایه شروع خمیر ترش

sourdough pizza

پیتزای خمیر ترش

sourdough pancakes

پنکیک خمیر ترش

sourdough toast

نان تست خمیر ترش

sourdough rolls

نان برگر خمیر ترش

sourdough biscuits

بیسکویت خمیر ترش

sourdough crackers

کشکول خمیر ترش

sourdough loaf

نان خمیر ترش

sourdough culture

فرهنگ خمیر ترش

جملات نمونه

i love baking sourdough bread on weekends.

من عاشق پخت نان سوخاری در آخر هفته ها هستم.

she prefers sourdough over regular bread.

او نان سوخاری را بر نان معمولی ترجیح می دهد.

sourdough requires a longer fermentation process.

نان سوخاری به فرآیند تخمیر طولانی تری نیاز دارد.

he learned how to make sourdough from a recipe book.

او یاد گرفت چگونه نان سوخاری را از یک کتاب دستور غذا درست کند.

they served sourdough with the soup at the restaurant.

آنها نان سوخاری را با سوپ در رستوران سرو کردند.

the sourdough starter needs to be fed regularly.

مایه نان سوخاری باید به طور منظم تغذیه شود.

we enjoyed a slice of warm sourdough with butter.

ما از یک برش نان سوخاری گرم با کره لذت بردیم.

making sourdough can be a rewarding experience.

پخت نان سوخاری می تواند یک تجربه ارزشمند باشد.

he sells artisanal sourdough at the local market.

او نان سوخاری دست ساز را در بازار محلی می فروشد.

she enjoys experimenting with different sourdough recipes.

او از آزمایش دستور العمل های مختلف نان سوخاری لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید