sourly

[ایالات متحده]/'sauəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز بدخلق؛ بی‌رحمانه؛ با طعم ترش

جملات نمونه

She looked at him sourly when he made a sarcastic comment.

وقتی او یک اظهار نظر طعنه‌آمیز کرد، او با حالتی پوزخند به او نگاه کرد.

The lemonade tasted sourly because she added too much lemon juice.

لیموناد به دلیل اضافه کردن آب لیمو زیاد، مزه ترشیدگی داشت.

He responded sourly to the criticism, feeling defensive.

او در حالی که احساس دفاعی می‌کرد، با حالتی پوزخند به انتقاد پاسخ داد.

She spoke sourly about her ex-boyfriend, still bitter about the breakup.

او با حالتی پوزخند در مورد دوست پسر سابقش صحبت کرد و هنوز هم از جدایی ناراحت بود.

The milk had turned sourly in the hot weather.

در هوای گرم، شیر ترش شده بود.

He accepted the criticism sourly, but knew it was valid.

او با حالتی پوزخند انتقاد را پذیرفت، اما می‌دانست که معتبر است.

She glanced sourly at the unfinished work on her desk.

او با حالتی پوزخند به کار ناتمامی که روی میز او بود نگاه کرد.

The news of the project being canceled was received sourly by the team.

خبر لغو پروژه با حالتی پوزخند توسط تیم دریافت شد.

He answered sourly when asked about his future plans.

وقتی از برنامه‌های آینده‌اش سوال شد، او با حالتی پوزخند پاسخ داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید