souvenir

[ایالات متحده]/ˌsuːvəˈnɪə(r)/
[بریتانیا]/ˌsuːvəˈnɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یادگاری; هدیه

vt. به عنوان یادگاری نگه‌داشتن
Word Forms
جمعsouvenirs

عبارات و ترکیب‌ها

souvenir shop

فروشگاه سوغاتی

جملات نمونه

meretricious souvenirs for the tourist trade.

سوغاتی‌های فریبنده برای تجارت گردشگری.

The local shopkeepers sell souvenirs to the tourists.

فروشندگان محلی سوغاتی به گردشگران می‌فروشند.

These souvenirs were gathered from all parts of the world.

این سوغاتی‌ها از سراسر جهان جمع‌آوری شده‌اند.

The spectator can keep the card as souvenir, and from this point on, EVERYTHING is fully examinable!

تماشاگر می‌تواند کارت را به عنوان سوغاتی نگه دارد و از این به بعد، همه چیز به طور کامل قابل بررسی است!

When we top out, there will be souvenirs for everyone who has worked on the site.

وقتی به اوج برسیم، سوغاتی برای همه کسانی که روی سایت کار کرده‌اند وجود خواهد داشت.

You are sure to see a souvenir that you want to take home, such as a comfortable muumuu, some macadamia nuts or a grass skirt.

مطمئناً سوغاتی‌ای را می‌بینید که بخواهید به خانه ببرید، مانند یک لباس مورو مورو راحت، چند مغز ماکادمیای یا یک دامن علفی.

Photo 8. CIFA President, Mr. Luo present a Souvenir, calligraph by Mr. Luo to our Chairman, Mr. Victor Mok.

عکس 8. آقای لو، رئیس CIFA، سوغاتی، خوشنویسی آقای لو را به رئیس جمهور ما، آقای ویکتور موک، اهدا می‌کند.

Digital systems for printing on ceramics, photoceramics, ceramic tuner, souvenirs, digital...

سیستم های دیجیتال برای چاپ روی سرامیک، فوتوسرامیک، تیونر سرامیکی، سوغاتی، دیجیتال...

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید