souvenirs

[ایالات متحده]/ˌsuːvəˈnɪəz/
[بریتانیا]/ˌsuːvəˈnɪrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشیاء نگهداری شده به عنوان یادآور افرادی، مکان‌ها یا رویدادها

عبارات و ترکیب‌ها

collecting souvenirs

جمع کردن سوغاتی

buying souvenirs

خریدن سوغاتی

souvenirs shop

فروشگاه سوغاتی

local souvenirs

سوغاتی‌های محلی

unique souvenirs

سوغاتی‌های منحصر به فرد

souvenirs market

بازار سوغاتی

souvenirs collection

گردآوری سوغاتی

souvenirs exchange

معاوضه سوغاتی

souvenirs store

فروشگاه سوغاتی

souvenirs guide

راهنمای سوغاتی

جملات نمونه

we bought some souvenirs from our trip to paris.

ما سوغاتی‌هایی از سفرمان به پاریس خریدیم.

souvenirs are a great way to remember your travels.

سوغاتی‌ها راهی عالی برای به یادآوری سفرتان هستند.

she collects souvenirs from every country she visits.

او سوغاتی از هر کشوری که بازدید می‌کند جمع‌آوری می‌کند.

he gave me a souvenir as a reminder of our friendship.

او به عنوان یادگاری از دوستی‌مان سوغاتی به من داد.

do you prefer handmade souvenirs or mass-produced ones?

آیا ترجیح می‌دهید سوغاتی‌های دست‌ساز یا تولید انبوه بخرید؟

many tourists buy souvenirs at local markets.

بسیاری از گردشگران سوغاتی‌ها را در بازارهای محلی می‌خرند.

we found unique souvenirs that represent the culture.

ما سوغاتی‌های منحصر به فردی پیدا کردیم که نمایانگر فرهنگ هستند.

souvenirs can be a wonderful gift for loved ones.

سوغاتی‌ها می‌توانند هدیه‌ای فوق‌العاده برای عزیزان باشند.

she regrets not buying more souvenirs during her travels.

او پشیمان است که در طول سفرش سوغاتی‌های بیشتری نخریده است.

souvenirs often tell a story about the place visited.

سوغاتی‌ها اغلب داستانی در مورد مکانی که بازدید شده است را بیان می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید