collecting souvenirs
جمع کردن سوغاتی
buying souvenirs
خریدن سوغاتی
souvenirs shop
فروشگاه سوغاتی
local souvenirs
سوغاتیهای محلی
unique souvenirs
سوغاتیهای منحصر به فرد
souvenirs market
بازار سوغاتی
souvenirs collection
گردآوری سوغاتی
souvenirs exchange
معاوضه سوغاتی
souvenirs store
فروشگاه سوغاتی
souvenirs guide
راهنمای سوغاتی
we bought some souvenirs from our trip to paris.
ما سوغاتیهایی از سفرمان به پاریس خریدیم.
souvenirs are a great way to remember your travels.
سوغاتیها راهی عالی برای به یادآوری سفرتان هستند.
she collects souvenirs from every country she visits.
او سوغاتی از هر کشوری که بازدید میکند جمعآوری میکند.
he gave me a souvenir as a reminder of our friendship.
او به عنوان یادگاری از دوستیمان سوغاتی به من داد.
do you prefer handmade souvenirs or mass-produced ones?
آیا ترجیح میدهید سوغاتیهای دستساز یا تولید انبوه بخرید؟
many tourists buy souvenirs at local markets.
بسیاری از گردشگران سوغاتیها را در بازارهای محلی میخرند.
we found unique souvenirs that represent the culture.
ما سوغاتیهای منحصر به فردی پیدا کردیم که نمایانگر فرهنگ هستند.
souvenirs can be a wonderful gift for loved ones.
سوغاتیها میتوانند هدیهای فوقالعاده برای عزیزان باشند.
she regrets not buying more souvenirs during her travels.
او پشیمان است که در طول سفرش سوغاتیهای بیشتری نخریده است.
souvenirs often tell a story about the place visited.
سوغاتیها اغلب داستانی در مورد مکانی که بازدید شده است را بیان میکنند.
collecting souvenirs
جمع کردن سوغاتی
buying souvenirs
خریدن سوغاتی
souvenirs shop
فروشگاه سوغاتی
local souvenirs
سوغاتیهای محلی
unique souvenirs
سوغاتیهای منحصر به فرد
souvenirs market
بازار سوغاتی
souvenirs collection
گردآوری سوغاتی
souvenirs exchange
معاوضه سوغاتی
souvenirs store
فروشگاه سوغاتی
souvenirs guide
راهنمای سوغاتی
we bought some souvenirs from our trip to paris.
ما سوغاتیهایی از سفرمان به پاریس خریدیم.
souvenirs are a great way to remember your travels.
سوغاتیها راهی عالی برای به یادآوری سفرتان هستند.
she collects souvenirs from every country she visits.
او سوغاتی از هر کشوری که بازدید میکند جمعآوری میکند.
he gave me a souvenir as a reminder of our friendship.
او به عنوان یادگاری از دوستیمان سوغاتی به من داد.
do you prefer handmade souvenirs or mass-produced ones?
آیا ترجیح میدهید سوغاتیهای دستساز یا تولید انبوه بخرید؟
many tourists buy souvenirs at local markets.
بسیاری از گردشگران سوغاتیها را در بازارهای محلی میخرند.
we found unique souvenirs that represent the culture.
ما سوغاتیهای منحصر به فردی پیدا کردیم که نمایانگر فرهنگ هستند.
souvenirs can be a wonderful gift for loved ones.
سوغاتیها میتوانند هدیهای فوقالعاده برای عزیزان باشند.
she regrets not buying more souvenirs during her travels.
او پشیمان است که در طول سفرش سوغاتیهای بیشتری نخریده است.
souvenirs often tell a story about the place visited.
سوغاتیها اغلب داستانی در مورد مکانی که بازدید شده است را بیان میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید