spades

[ایالات متحده]/[speɪdz]/
[بریتانیا]/[speɪdz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری با لبه گسترده و دسته منحنی که برای حفر استفاده می‌شود؛ پوکه سیاه در یک دسته کارت
v. با چنگال حفر کردن؛ حذف کردن چیزی با چنگال

عبارات و ترکیب‌ها

spades of cards

کلیت کارت ها

digging spades

کلوچه کردن

full of spades

پر از کلوچه

spade work

کار کلوچه

playing spades

بازی کلوچه

one spade

یک کلوچه

spade handle

مقبض کلوچه

spade pattern

الگوی کلوچه

using spades

استفاده از کلوچه

spades suit

پیک

جملات نمونه

he dug a hole with spades to plant the rose bush.

او یک سوراخ برای کاشت گیاه گل را با چیزهایی به نام سپد حفر کرد.

the children were playing a game of spades on the patio.

کودکان روی پاتیو بازی سپد را بازی می کردند.

she bought a new set of spades for the garden.

او یک مجموعه جدید از سپد ها برای باغ خریداری کرد.

the construction workers used spades to move the dirt.

کارگران ساخت و ساز از سپد برای جابه جایی خاک استفاده کردند.

spades are essential tools for landscaping and gardening.

سپد ها ابزارهای ضروری برای گیاهان و طراحی فضای سبز هستند.

we need to sharpen the spades before starting the project.

قبل از شروع پروژه، ما باید سپد ها را تیز کنیم.

the gardener used spades to turn over the soil.

کارگر باغ با سپد خاک را برمی گرداند.

he held the spades in his hand, ready to work.

او سپد را در دستش نگه داشت و آماده کار شد.

the team played spades competitively at the card table.

تیم در میز کارت به صورت رقابتی بازی سپد را بازی کرد.

she carefully cleaned the spades after using them in the garden.

او پس از استفاده از سپد در باغ آنها را با دقت تمیز کرد.

the old wooden spades leaned against the garden shed.

سپد های چوبی قدیمی در مقابل سروی باغ خم شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید