sparred

[ایالات متحده]/spɑːd/
[بریتانیا]/spɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به مبارزه تمرینی بدون قصد جدی مشغول شدن؛ به طور سبک یا بازیگوشانه ضربه زدن یا زدن؛ بحث یا مناقشه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sparred with

درگیری لفظی داشت

sparred over

روی آن بحث کرد

sparred against

با آن مقابله کرد

sparred verbally

درگیری لفظی داشت

sparred playfully

به صورت بازیگوشانه درگیری داشت

sparred regularly

به طور منظم درگیری داشت

sparred briefly

به طور خلاصه درگیری داشت

sparred fiercely

با خشونت درگیری داشت

sparred often

اغراق درگیری داشت

sparred enthusiastically

با اشتیاق درگیری داشت

جملات نمونه

they sparred in the ring for hours.

آنها ساعت‌ها در رینگ با هم تمرین کردند.

the two boxers sparred before the championship match.

دو بوکسور قبل از مسابقه قهرمانی با هم تمرین کردند.

she sparred with her coach to improve her technique.

او برای بهبود تکنیک خود با مربی خود تمرین کرد.

during practice, they sparred to test their skills.

در طول تمرین، آنها برای آزمایش مهارت های خود تمرین کردند.

the friends sparred playfully in the backyard.

دوستان به طور بازیگانه در حیاط پشتی با هم تمرین کردند.

he sparred with various opponents to gain experience.

او برای کسب تجربه با حریفان مختلف تمرین کرد.

they sparred to prepare for the upcoming tournament.

آنها برای آمادگی برای تورنمنت آینده تمرین کردند.

the martial artists sparred to enhance their reflexes.

هنرمندان رزمی برای افزایش رفلکس های خود تمرین کردند.

after a few rounds, they both sparred with more intensity.

پس از چند دور، آنها با شدت بیشتری تمرین کردند.

she sparred with confidence, showcasing her skills.

او با اعتماد به نفس تمرین کرد و مهارت های خود را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید