agreed

[ایالات متحده]/ə'griːd/
[بریتانیا]/ə'grid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مطابق یا هماهنگ; مطابق یا توافق با
v. موافقت کردن; تأیید کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلagreed
زمان گذشتهagreed

عبارات و ترکیب‌ها

agreed upon

توافق شده

as agreed

همانطور که توافق شد

agreed price

قیمت توافق شده

agreed period

دوره توافق شده

agreed rate

نرخ توافق شده

جملات نمونه

be agreed in the main

به توافق در اصل

I'd agreed to go.

من قبول کرده بودم که بروم.

the agreed term of the loan.

مدت زمان توافق شده وام.

she's agreed to pose in the altogether.

او قبول کرده است که کاملاً ژست بگیرد.

I agreed to come in on the project.

من قبول کردم که در پروژه شرکت کنم.

the agreed rate for the hire of the machine.

نرخ توافق شده برای اجاره دستگاه.

they agreed to sink their differences.

آنها توافق کردند که اختلافات خود را کنار بگذارند.

he agreed to spy for the West.

او قبول کرد که برای غرب جاسوسی کند.

They met at the agreed time.

آنها در زمان توافق شده ملاقات کردند.

The chilopod agreed .

کیلوپود موافقت کرد.

They agreed to meet at such and such an hour.

آنها توافق کردند در چنین ساعتی ملاقات کنند.

She agreed to my idea.

او با ایده من موافقت کرد.

We agreed to their proposal.

ما با پیشنهاد آنها موافقت کردیم.

The cabinet are agreed by the Prime Minister.

کابینه با موافقت نخست وزیر موافقت کرده است.

agreed to do it for a small consideration.

برای یک مبلغ کم قبول کرد آن را انجام دهد.

They agreed on a draft resolution.

آنها در مورد یک پیش نویس مصوبه به توافق رسیدند.

They are agreed in principle but not in detail.

آنها در اصل موافق هستند اما در جزئیات نه.

agreed to employ the job applicant.

موافقت کرد متقاضی استخدام را استخدام کند.

نمونه‌های واقعی

Twenty years ago, they agreed on four out of five.

بیست سال پیش، آنها بر سر چهار مورد از پنج مورد به توافق رسیدند.

منبع: CNN 10 Student English November 2019 Collection

The teachers have tentatively agreed to that.

معلم‌ها به طور مقدماتی با آن موافقت کرده‌اند.

منبع: NPR News September 2015 Collection

At first, they seemed surprised, then they agreed.

در ابتدا، آنها متعجب به نظر رسیدند، سپس آنها موافقت کردند.

منبع: Lean In

So now what have we agreed? -No more pranks.

بنابراین حالا چه چیزی به توافق رسیده‌ایم؟ - دیگر شوخی نمی‌کنیم.

منبع: Friends Season 7

But are there things that have not agreed on?

اما آیا چیزهایی وجود دارد که با آنها موافقت نشده است؟

منبع: NPR News February 2015 Compilation

But we've already met the agreed upon specs.

اما ما از قبل مشخصات مورد توافق را برآورده کرده‌ایم.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

Several West African countries have also agreed to send troops.

چند کشور آفریقای غربی نیز با اعزام نیروها موافقت کرده‌اند.

منبع: BBC Listening Collection January 2013

Whoa. I found out why I agreed to be Dark.

وای. فهمیدم چرا با اینکه دارک باشم موافقت کردم.

منبع: Lost Girl Season 4

I think it's best that you not know. Agreed. Agreed.

به نظر من بهتر است شما ندانید. موافقم. موافقم.

منبع: The Big Bang Theory Season 3

The move was announced before EU leaders agreed to the embargo.

این اقدام قبل از موافقت رهبران اتحادیه اروپا با تحریم‌ها اعلام شد.

منبع: VOA Special June 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید