speckles

[ایالات متحده]/ˈspɛkəlz/
[بریتانیا]/ˈspɛkəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(جمع) لکه‌ها یا نشانه‌های کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

colorful speckles

نقطه‌های رنگارنگ

dark speckles

نقطه‌های تیره

white speckles

نقطه‌های سفید

tiny speckles

نقطه‌های کوچک

golden speckles

نقطه‌های طلایی

bright speckles

نقطه‌های روشن

iridescent speckles

نقطه‌های رنگین‌کمانی

dark brown speckles

نقطه‌های قهوه‌ای تیره

black speckles

نقطه‌های سیاه

red speckles

نقطه‌های قرمز

جملات نمونه

the artist used speckles of paint to create texture in the landscape.

هنرمند از لکه‌های رنگ برای ایجاد بافت در منظره استفاده کرد.

the bird's feathers were adorned with beautiful speckles.

پرهای پرندگان با لکه‌های زیبا تزئین شده بودند.

she noticed speckles of dust dancing in the sunlight.

او لکه‌های گرد و غبار را در نور خورشید رقصان دید.

the fabric had speckles of color that made it unique.

پارچه دارای لکه‌های رنگی بود که آن را منحصر به فرد می‌کرد.

his skin was covered in small speckles from the sun.

پوست او به دلیل آفتاب با لکه‌های کوچک پوشیده شده بود.

the cake was decorated with chocolate speckles.

کیک با لکه‌های شکلات تزئین شده بود.

the sky was filled with stars, each one a tiny speckle.

آسمان پر از ستاره بود، هر کدام یک لکه کوچک.

she wore a dress with colorful speckles that caught everyone's attention.

او لباسی با لکه‌های رنگارنگ پوشیده بود که توجه همه را جلب کرد.

the painting featured a variety of speckles that added depth.

نقاشی دارای انواع لکه‌ها بود که عمق را اضافه می‌کرد.

the ground was covered in speckles of fallen leaves.

زمین با لکه‌های برگ‌های ریخته شده پوشیده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید