spelter

[ایالات متحده]/ˈspɛltə/
[بریتانیا]/ˈspɛltər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روی تصفیه شده یا آلیاژ روی; روی مورد استفاده در لحیم کاری
Word Forms
جمعspelters

عبارات و ترکیب‌ها

spelter alloy

سرب آلیاژی

spelter metal

فلز سرب

spelter production

تولید سرب

spelter casting

ریخته گری سرب

spelter zinc

سرب روی

spelter rod

میله سرب

spelter wire

سیم سرب

spelter sheet

ورق سرب

spelter joint

اتصال سرب

spelter solder

هویه سرب

جملات نمونه

spelter is often used in the production of alloys.

اِسפּلتر اغلب در تولید آلیاژها استفاده می‌شود.

many artists prefer spelter for their sculptures.

بسیاری از هنرمندان ترجیح می‌دهند از اسپلتر برای مجسمه‌های خود استفاده کنند.

the spelter statue was beautifully crafted.

مجسمه اسپلتر به زیبایی ساخته شده بود.

he decided to use spelter instead of bronze.

او تصمیم گرفت به جای برنز از اسپلتر استفاده کند.

spelter can be polished to a high shine.

می‌توان اسپلتر را تا درخشندگی بالایی صیقل داد.

they discovered a spelter artifact at the excavation site.

آنها یک شیء باستانی اسپلتر را در محل حفاری کشف کردند.

spelter is less expensive than other metals.

اسپلتر ارزان‌تر از سایر فلزات است.

she collects spelter figurines from different eras.

او مجسمه‌های کوچک اسپلتر را از دوران مختلف جمع‌آوری می‌کند.

spelter can be molded into various shapes.

می‌توان اسپلتر را به شکل‌های مختلف قالب‌گیری کرد.

the spelter finish added a unique touch to the design.

پوشش اسپلتر یک حس خاص به طراحی اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید