spindrift

[ایالات متحده]/'spɪndrɪft/
[بریتانیا]/ˈspɪnˌdrɪft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسپری ناشی از امواج شکسته
Word Forms

جملات نمونه

The sailors were hit by icy spindrift.

ملوانان مورد اصابت وزش شدید و یخی دانه‌های برف قرار گرفتند.

The spindrift sparkled in the sunlight.

دانه‌های برف در نور خورشید می‌درخشیدند.

The hikers were covered in spindrift after the storm.

بعد از طوفان، کوهنوردان با دانه های برف پوشیده شده بودند.

The boat was engulfed by spindrift as it sailed through the storm.

همانطور که قایق از میان طوفان عبور می کرد، توسط دانه های برف فرا گرفته شد.

The mountaineers struggled through the spindrift to reach the summit.

کوهنوردان برای رسیدن به قله از میان دانه های برف با سختی عبور کردند.

The spindrift whipped around the mountain peak.

دانه‌های برف به دور قله کوه می‌چرخیدند.

The skiers enjoyed the fresh powder spindrift on the slopes.

اسکی‌بازان از دانه های برف تازه و پودری روی склоны لذت بردند.

The spindrift sprayed into the air as the waves crashed against the rocks.

همانطور که امواج به صخره ها برخورد می کردند، دانه های برف به هوا پاشیده می شدند.

The photographer captured a stunning image of the spindrift illuminated by the setting sun.

عکاس تصویری خیره کننده از دانه های برف که توسط خورشید غروب آفتاب روشن شده بود، ثبت کرد.

The spindrift danced in the wind, creating a mesmerizing spectacle.

دانه‌های برف در باد می‌رقصیدند و صحنه ای مسحور کننده ایجاد می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید