| جمع | spinsters |
a formidably hearty spinster of fifty-five.
یک زن خودداری با اراده و سرسخت با پنجاه و پنج سال.
He left his Montana ranch to his spinster sister.
او مزرعه مونتانا خود را به خواهر مجردش واگذار کرد.
a formidably hearty spinster of fifty-five.
یک زن خودداری با اراده و سرسخت با پنجاه و پنج سال.
He left his Montana ranch to his spinster sister.
او مزرعه مونتانا خود را به خواهر مجردش واگذار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید