spinster

[ایالات متحده]/'spɪnstə/
[بریتانیا]/'spɪnstɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زن مجرد
Word Forms
جمعspinsters

جملات نمونه

a formidably hearty spinster of fifty-five.

یک زن خودداری با اراده و سرسخت با پنجاه و پنج سال.

He left his Montana ranch to his spinster sister.

او مزرعه مونتانا خود را به خواهر مجردش واگذار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید