spiritualism

[ایالات متحده]/'spɪrɪtʃʊəlɪz(ə)m/
[بریتانیا]/'spɪrɪtʃuəlɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روح‌گرایی
Word Forms

جملات نمونه

Many people turn to spiritualism for comfort during difficult times.

بسیاری از افراد برای یافتن آرامش در دوران سخت به سوی معنوی‌گرایی روی می‌آورند.

She found solace in the teachings of spiritualism after the loss of her loved one.

او پس از دست دادن عزیزش، آرامش را در تعالیم معنوی‌گرایی یافت.

Spiritualism emphasizes the existence of spirits and the afterlife.

معنوی‌گرایی بر وجود ارواح و زندگی پس از مرگ تاکید دارد.

Some people practice spiritualism through meditation and prayer.

برخی از افراد از طریق مراقبه و دعا معنوی‌گرایی را تمرین می‌کنند.

The spiritualism movement gained popularity in the 19th century.

جنبش معنوی‌گرایی در قرن نوزدهم محبوبیت زیادی به دست آورد.

Spiritualism can be a source of guidance and inspiration for many individuals.

معنوی‌گرایی می‌تواند منبعی از راهنمایی و الهام برای بسیاری از افراد باشد.

She explores the depths of spiritualism through her artwork.

او اعماق معنوی‌گرایی را از طریق آثار هنری خود بررسی می‌کند.

The study of spiritualism often involves connecting with the spiritual realm.

مطالعه معنوی‌گرایی اغلب شامل ارتباط با قلمرو معنوی می‌شود.

Spiritualism encourages individuals to seek inner peace and enlightenment.

معنوی‌گرایی افراد را تشویق می‌کند تا به دنبال آرامش درونی و روشنگری باشند.

Many ancient cultures have traditions rooted in spiritualism and mysticism.

فرهنگ‌های باستانی بسیاری سنت‌هایی ریشه در معنوی‌گرایی و عرفان دارند.

نمونه‌های واقعی

Thomas, a renowned rationalist, confessed a fascination with spiritualism.

توماس، یک روشنفکر برجسته، اعتراف کرد که شیفته ارواح‌گرایی شده است.

منبع: The Economist (Summary)

He had a very strong emotional belief in spiritualism and often visited fraudulent mediums.

او باور عاطفی بسیار قوی به ارواح‌گرایی داشت و اغلب از فالگیران متقلب دیدار می‌کرد.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

A heavy tax on words over four syllables, as heterodoxy, spontaneity, spiritualism, spuriosity, etc.

یک مالیات سنگین بر کلماتی که بیشتر از چهار هجا دارند، مانند بدعت، خودجوشی، ارواح‌گرایی، بی‌هوسی و غیره.

منبع: Water Child

Spiritualism was very popular after World War I, in the 1920s.

ارواح‌گرایی بعد از جنگ جهانی اول، در دهه 1920 بسیار محبوب بود.

منبع: who was series

Jencken, however, believed in spiritualism and in Catherine's powers.

جِنکن، با این حال، به ارواح‌گرایی و قدرت‌های کاترین باور داشت.

منبع: 2015 English Cafe

Including high-profile people, like Mary Todd Lincoln who turned to spiritualism to help process the death of her son Willie, in 1862.

از جمله افراد برجسته، مانند مری تاد لینکلن که برای مقابله با مرگ پسرش ویلی در سال 1862 به ارواح‌گرایی روی آورد.

منبع: Vox opinion

That's how much she believed in Spiritualism and in her own connection to the spirit world.

این نشان‌دهنده میزان اعتقاد او به ارواح‌گرایی و ارتباطش با دنیای ارواح بود.

منبع: who was series

When Houdini and Conan Doyle met, Sir Arthur had recently become interested in a new movement called " Spiritualism."

وقتی هودینی و کنن دویل ملاقات کردند، سر آرتور اخیراً به یک جنبش جدید به نام "ارواح‌گرایی" علاقه‌مند شده بود.

منبع: who was series

Many of you are probably familiar with the general idea of " spiritualism."

بسیاری از شما احتمالاً با ایده کلی "ارواح‌گرایی" آشنا هستند.

منبع: 2015 English Cafe

And so it went on, until I found myself meditating on cheese, or spiritualism, or the Rocky Mountains—but no sleep!

و این روند ادامه داشت تا اینکه خودم را در حال مدیتیشن روی پنیر، یا ارواح‌گرایی، یا کوه‌های راکی یافتم - اما هیچ خوابی!

منبع: Advanced English (Upper Level)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید