splotching

[ایالات متحده]/ˈsplɒtʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsplɑːtʃɪŋ/

ترجمه

v. عمل علامت‌گذاری یا لکه‌دار کردن با نقاط

عبارات و ترکیب‌ها

splotching paint

لکه‌دار کردن رنگ

splotching colors

لکه‌دار کردن رنگ‌ها

splotching ink

لکه‌دار کردن جوهر

splotching patterns

لکه‌دار کردن الگوها

splotching effect

اثر لکه‌دار

splotching surface

سطح لکه‌دار

splotching technique

تکنیک لکه‌دار

splotching brush

برس لکه‌دار

splotching style

سبک لکه‌دار

splotching art

هنر لکه‌دار

جملات نمونه

the artist is known for splotching vibrant colors on the canvas.

هنرمند به دلیل پخش کردن رنگ‌های زنده روی بوم شناخته شده است.

the child enjoyed splotching paint during the art class.

کودک از پخش کردن رنگ در طول کلاس هنر لذت برد.

she was splotching mud on her shoes while playing outside.

او در حالی که بیرون بازی می‌کرد، گل را روی کفشش می‌پاشید.

the splotching technique adds depth to the painting.

تکنیک پخش کردن عمق را به نقاشی اضافه می‌کند.

he was splotching the wall with different shades of blue.

او دیوار را با رنگ‌های مختلف آبی می‌پاشید.

the chef was splotching sauce on the plate for presentation.

سرآشپز سس را برای ارائه روی بشقاب می‌پاشید.

she found joy in splotching colors together in her sketchbook.

او از ترکیب رنگ‌ها در دفترچه طراحی خود لذت می‌برد.

after the rain, the artist loved splotching the wet pavement.

بعد از باران، هنرمند عاشق پخش کردن روی پیاده‌روی خیس بود.

he was splotching ink on paper to create abstract designs.

او جوهر را روی کاغذ می‌پاشید تا طرح‌های انتزاعی ایجاد کند.

during the workshop, participants enjoyed splotching colors freely.

در طول کارگاه، شرکت‌کنندگان از پخش کردن آزادانه رنگ‌ها لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید