spoilage

[ایالات متحده]/ˈspɔɪlɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈspɔɪlɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند خراب شدن یا آسیب دیدن؛ از دست دادن یا آسیب به کالاها یا مواد؛ هدر رفتن یا تخریب چیزی
Word Forms
جمعspoilages

عبارات و ترکیب‌ها

food spoilage

خرابی غذا

spoilage prevention

جلوگیری از فساد

spoilage rate

نرخ فساد

spoilage control

کنترل فساد

spoilage analysis

تجزیه و تحلیل فساد

spoilage detection

تشخیص فساد

spoilage factors

عوامل فساد

spoilage issues

مشکلات فساد

spoilage costs

هزینه های فساد

spoilage risks

خطرات فساد

جملات نمونه

food spoilage can lead to health issues.

تخریب غذا می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

proper storage can reduce spoilage significantly.

ذخیره‌سازی مناسب می‌تواند به طور قابل توجهی از تخریب غذا جلوگیری کند.

we need to check for spoilage before cooking.

ما باید قبل از پخت و پز برای بررسی تخریب غذا اقدام کنیم.

high temperatures can accelerate spoilage rates.

دمای بالا می‌تواند سرعت تخریب غذا را تسریع کند.

preventing spoilage is crucial for food safety.

جلوگیری از تخریب غذا برای ایمنی مواد غذایی بسیار مهم است.

labeling food can help monitor spoilage.

برچسب‌گذاری مواد غذایی می‌تواند به ردیابی تخریب غذا کمک کند.

understanding spoilage can save money on groceries.

درک تخریب غذا می‌تواند در هزینه‌های مواد غذایی صرفه‌جویی کند.

spoilage often occurs due to improper handling.

تخریب غذا اغلب به دلیل عدم رسیدگی مناسب رخ می‌دهد.

regular inspections can help identify spoilage early.

بازرسی‌های منظم می‌تواند به شناسایی زودهنگام تخریب غذا کمک کند.

using preservatives can slow down spoilage.

استفاده از مواد نگهدارنده می‌تواند سرعت تخریب غذا را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید