spoilsport

[ایالات متحده]/ˈspɔɪlspɔːt/
[بریتانیا]/ˈspɔɪlspɔːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که لذت یا سرگرمی دیگران را خراب می‌کند
adj. ناپسند برای خوشحال کردن دیگران
Word Forms

جملات نمونه

The students may be whining in their hearts, thinking that I nag too much and that I am such a spoilsport to lecture them to behave themselves before they can eat.

ممکن است دانش‌آموزان از ته دل ناله کنند و فکر کنند که من بیش از حد غر می‌زنم و قبل از اینکه بتوانند غذا بخورند، باید به آنها درس اخلاق بدهم.

Don't be a spoilsport and join in the fun.

از خرابکار بودن دست بردارید و به سرگرمی بپیوندید.

He always ruins the mood by being a spoilsport.

او همیشه با خرابکاری، حال و هوا را خراب می‌کند.

She's such a spoilsport, never wanting to try new things.

او واقعاً یک خرابکار است، هرگز نمی‌خواهد چیزهای جدید را امتحان کند.

The spoilsport of the group refused to participate in the team-building activities.

خرابکار گروه از شرکت در فعالیت‌های تیم‌سازی امتناع کرد.

Stop being a spoilsport and let us enjoy ourselves.

از خرابکار بودن دست بردارید و اجازه دهید خودمان لذت ببریم.

He's always the spoilsport at parties, never wanting to dance or socialize.

او همیشه در مهمانی‌ها خرابکار است، هرگز نمی‌خواهد برقصد یا معاشرت کند.

The spoilsport in the office always complains about team activities.

خرابکار در دفتر همیشه در مورد فعالیت‌های گروهی شکایت می‌کند.

She's such a spoilsport, never wanting to go out and have fun.

او واقعاً یک خرابکار است، هرگز نمی‌خواهد بیرون برود و خوش بگذراند.

Don't be a spoilsport and rain on our parade.

از خرابکار بودن دست بردارید و روی جشن ما باران نریزید.

The spoilsport in the group always brings everyone down with their negativity.

خرابکار گروه همیشه با منفی‌گرایی، همه را پایین می‌آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید