sporadically

[ایالات متحده]/spə'rædikəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. گاهی اوقات; در موارد پراکنده

جملات نمونه

She checks her email sporadically throughout the day.

او به طور پراکنده در طول روز ایمیل خود را بررسی می‌کند.

He only visits his parents sporadically.

او فقط به طور پراکنده از والدین خود دیدار می‌کند.

The company sporadically offers discounts to loyal customers.

شرکت به طور پراکنده تخفیف به مشتریان وفادار ارائه می‌دهد.

The cat sporadically catches mice in the barn.

گربه به طور پراکنده موش‌ها را در طویله می‌گیرد.

She sporadically attends yoga classes when her schedule allows.

او به طور پراکنده در کلاس‌های یوگا شرکت می‌کند، زمانی که برنامه او اجازه می‌دهد.

The old clock sporadically chimes throughout the day.

ساعت قدیمی به طور پراکنده در طول روز زنگ می‌زند.

The internet connection works sporadically in this area.

اتصال اینترنت در این منطقه به طور پراکنده کار می‌کند.

He sporadically volunteers at the local shelter.

او به طور پراکنده در پناهگاه محلی داوطلب می‌شود.

The flowers sporadically bloom in the garden.

گل‌ها به طور پراکنده در باغ شکوفا می‌شوند.

She sporadically practices the piano in the evenings.

او به طور پراکنده پیانو را در شب‌ها تمرین می‌کند.

نمونه‌های واقعی

The rebel authorities pay pensions sporadically.

مقامات شورشی به طور نامنظم حقوق بازنشستگی پرداخت می‌کنند.

منبع: The Economist (Summary)

However, in the third stanza, there's no end line rhyme, instead, there's internal rhyme quite sporadically.

با این حال، در مصراع سوم، قافیه خط پایانی وجود ندارد، در عوض، قافیه داخلی به طور نامنظم وجود دارد.

منبع: Appreciation of English Poetry

You can't find a job by looking sporadically.

شما نمی‌توانید با جستجوی نامنظم شغلی پیدا کنید.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

They rode in on motorbikes and started shooting sporadically.

آنها با موتورسیکلت وارد شدند و به طور نامنظم شروع به تیراندازی کردند.

منبع: BBC Listening Compilation March 2014

Campus recruitment activities have also been hindered by outbreaks that occur sporadically.

فعالیت‌های استخدام در دانشگاه نیز به دلیل شیوع‌هایی که به طور نامنظم رخ می‌دهند، مختل شده است.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

Because these witch hunts occurred sporadically over centuries and continents the specifics varied considerably.

از آنجایی که این محاکمه‌های جادوگران به طور نامنظم در طول قرن‌ها و قاره‌ها رخ داده است، جزئیات به طور قابل توجهی متفاوت بوده است.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

The over 8,000 foot high volcano sporadically erupted since 2013 after being dormant for three years.

آتشفشان با ارتفاع بیش از 8000 فوت از سال 2013 به طور نامنظم فوران کرد، پس از اینکه به مدت سه سال غیرفعال بود.

منبع: AP Listening Collection July 2015

That's a case Russia has been making for years, even though Assad's forces have only sporadically taken on ISIS.

این مورد ادعایی است که روسیه سال‌هاست مطرح می‌کند، اگرچه نیروهای اسد تنها به طور نامنظم با داعش درگیر شده‌اند.

منبع: NPR News May 2016 Compilation

The next thing is a lot of people weigh very sporadically.

بعدی این است که بسیاری از افراد بسیار نامنظم وزن می‌کنند.

منبع: Huberman Lab

Outbreaks across the region took place sporadically in the decades since, but the epidemic in West Africa between 2013 and 2016 was the worst.

شیوع در سراسر منطقه در دهه‌های اخیر به طور نامنظم رخ داد، اما همه‌گیری در آفریقای غربی بین سال‌های 2013 و 2016 بدترین بود.

منبع: Realm of Legends

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید