sporophyte

[ایالات متحده]/ˈspɔːrəfaɪt/
[بریتانیا]/ˈspɔrəfaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مرحله دیپلوئید در چرخه زندگی گیاهان که هاگ تولید می‌کند؛ یک بدن هاگ‌زا در برخی گیاهان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dominant sporophyte

نسل غالب ورقه ای

sporophyte generation

نسل ورقه ای

sporophyte stage

مرحله ورقه ای

sporophyte plant

گیاه ورقه ای

sporophyte structure

ساختار ورقه ای

sporophyte development

توسعه ورقه ای

sporophyte form

شکل ورقه ای

sporophyte phase

فاز ورقه ای

sporophyte morphology

ریخت‌شناسی ورقه ای

sporophyte lifecycle

چرخه حیات ورقه ای

جملات نمونه

the sporophyte generation is dominant in ferns.

نسل ورزشوفیت در سرخس‌ها غالب است.

in mosses, the sporophyte grows on the gametophyte.

در خزه‌ها، ورزشوفیت روی گامتوفیت رشد می‌کند.

the sporophyte produces spores through meiosis.

ورزشوفیت از طریق میوز اسپور تولید می‌کند.

some plants have a sporophyte that can reach great heights.

برخی از گیاهان دارای ورزشوفیتی هستند که می‌توانند به ارتفاع زیادی برسند.

understanding the sporophyte is crucial for studying plant life cycles.

درک ورزشوفیت برای مطالعه چرخه زندگی گیاهان بسیار مهم است.

the sporophyte phase is often more visible than the gametophyte.

فاز ورزشوفیت اغلب بیشتر از گامتوفیت قابل مشاهده است.

sporophytes can vary greatly in size and shape.

ورزشوفیت‌ها می‌توانند از نظر اندازه و شکل بسیار متفاوت باشند.

in life cycles, the sporophyte and gametophyte alternate.

در چرخه‌های زندگی، ورزشوفیت و گامتوفیت جایگزین می‌شوند.

the sporophyte is the diploid phase of the plant.

ورزشوفیت فاز دیپلوئیدی گیاه است.

some algae also have a sporophyte stage in their life cycle.

برخی از جلبک‌ها نیز در چرخه زندگی خود دارای مرحله ورزشوفیت هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید