spotlighting

[ایالات متحده]/ˈspɒtlaɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspɑːtlaɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل روشن کردن یک منطقه یا موضوع خاص؛ برای برجسته کردن چیزی یا کسی و جلب توجه عمومی

عبارات و ترکیب‌ها

spotlighting issues

برجسته‌سازی مسائل

spotlighting talent

برجسته‌سازی استعداد

spotlighting opportunities

برجسته‌سازی فرصت‌ها

spotlighting challenges

برجسته‌سازی چالش‌ها

spotlighting innovations

برجسته‌سازی نوآوری‌ها

spotlighting achievements

برجسته‌سازی دستاوردها

spotlighting leaders

برجسته‌سازی رهبران

spotlighting projects

برجسته‌سازی پروژه‌ها

spotlighting solutions

برجسته‌سازی راهکارها

spotlighting voices

برجسته‌سازی صداها

جملات نمونه

the documentary is spotlighting environmental issues.

فیلم مستند در حال برجسته کردن مسائل زیست محیطی است.

she is spotlighting the importance of mental health.

او بر اهمیت سلامت روان تاکید دارد.

the campaign is spotlighting local artists.

کمپین در حال برجسته کردن هنرمندان محلی است.

spotlighting diversity can enhance workplace culture.

برجسته کردن تنوع می تواند فرهنگ محیط کار را ارتقا دهد.

the report is spotlighting economic disparities.

گزارش در حال برجسته کردن نابرابری های اقتصادی است.

they are spotlighting innovative technologies at the expo.

آنها در حال برجسته کردن فناوری های نوآورانه در نمایشگاه هستند.

spotlighting community issues is essential for change.

برجسته کردن مسائل جامعه برای ایجاد تغییر ضروری است.

the article is spotlighting the impact of climate change.

مقاله در حال برجسته کردن تأثیر تغییرات آب و هوایی است.

he is spotlighting the need for better education.

او بر ضرورت آموزش بهتر تاکید دارد.

spotlighting cultural heritage can foster appreciation.

برجسته کردن میراث فرهنگی می تواند باعث افزایش قدردانی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید