spritzing water
آبپاشی
spritzing perfume
اسپری کردن عطر
spritzing plants
آبیاری گیاهان
spritzing citrus
اسپری کردن مرکبات
spritzing mist
اسپری کردن مه
spritzing salad
اسپری کردن سالاد
spritzing watermelons
اسپری کردن هندوانه
spritzing herbs
اسپری کردن گیاهان دارویی
spritzing oils
اسپری کردن روغن
spritzing drinks
اسپری کردن نوشیدنی
she enjoys spritzing her plants with water every morning.
او از اسپری کردن گیاهانش با آب هر صبح لذت می برد.
he was spritzing cologne before heading out for the evening.
او قبل از بیرون رفتن برای شب، عطر اسپری می کرد.
they were spritzing the cake with a simple syrup to keep it moist.
آنها کیک را با یک شربت ساده اسپری کردند تا رطوبت آن حفظ شود.
spritzing the air with essential oils creates a calming atmosphere.
اسپری کردن هوا با روغن های ضروری، فضایی آرامش بخش ایجاد می کند.
she loves spritzing her hair with a refreshing mist on hot days.
او عاشق اسپری کردن موهایش با یک اسپری خنک کننده در روزهای گرم است.
he started spritzing his clothes with fabric freshener.
او شروع به اسپری کردن لباس هایش با خوشبو کننده پارچه کرد.
they are spritzing the vegetables with olive oil before roasting.
آنها سبزیجات را قبل از برشته کردن با روغن زیتون اسپری می کنند.
she enjoys spritzing her garden with a homemade insect repellent.
او از اسپری کردن باغش با یک دافع حشرات خانگی لذت می برد.
he was spritzing the fabric to make it easier to work with.
او پارچه را اسپری کرد تا کار با آن آسان تر شود.
spritzing the air with a citrus scent can energize the room.
اسپری کردن هوا با رایحه مرکبات می تواند انرژی را به اتاق بدهد.
spritzing water
آبپاشی
spritzing perfume
اسپری کردن عطر
spritzing plants
آبیاری گیاهان
spritzing citrus
اسپری کردن مرکبات
spritzing mist
اسپری کردن مه
spritzing salad
اسپری کردن سالاد
spritzing watermelons
اسپری کردن هندوانه
spritzing herbs
اسپری کردن گیاهان دارویی
spritzing oils
اسپری کردن روغن
spritzing drinks
اسپری کردن نوشیدنی
she enjoys spritzing her plants with water every morning.
او از اسپری کردن گیاهانش با آب هر صبح لذت می برد.
he was spritzing cologne before heading out for the evening.
او قبل از بیرون رفتن برای شب، عطر اسپری می کرد.
they were spritzing the cake with a simple syrup to keep it moist.
آنها کیک را با یک شربت ساده اسپری کردند تا رطوبت آن حفظ شود.
spritzing the air with essential oils creates a calming atmosphere.
اسپری کردن هوا با روغن های ضروری، فضایی آرامش بخش ایجاد می کند.
she loves spritzing her hair with a refreshing mist on hot days.
او عاشق اسپری کردن موهایش با یک اسپری خنک کننده در روزهای گرم است.
he started spritzing his clothes with fabric freshener.
او شروع به اسپری کردن لباس هایش با خوشبو کننده پارچه کرد.
they are spritzing the vegetables with olive oil before roasting.
آنها سبزیجات را قبل از برشته کردن با روغن زیتون اسپری می کنند.
she enjoys spritzing her garden with a homemade insect repellent.
او از اسپری کردن باغش با یک دافع حشرات خانگی لذت می برد.
he was spritzing the fabric to make it easier to work with.
او پارچه را اسپری کرد تا کار با آن آسان تر شود.
spritzing the air with a citrus scent can energize the room.
اسپری کردن هوا با رایحه مرکبات می تواند انرژی را به اتاق بدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید