watering can
سمی آب
watering flowers
آبیاری گلها
watering plants
آبیاری گیاهان
water quality
کیفیت آب
water supply
تامین آب
water treatment
تصفیه آب
waste water
فاضلاب
drinking water
آب آشامیدنی
hot water
آب گرم
water pollution
آلودگی آب
water resource
منبع آب
water content
محتوای آب
water system
سیستم آب
water conservancy
حفاظت از آب
cooling water
آب خنک کننده
water level
سطح آب
by water
با آب
surface water
آب سطحی
fresh water
آب شیرین
cold water
آب سرد
high water
آب بالا
water injection
تزریق آب
ground water
آب زیرزمینی
mouth-watering views of the mountains.
مناظر دهانبزرگ از کوهها.
a mouth-watering smell
یک بوی آبدار و خوشمزه
They led the workhorses to the watering trough.
آنها اسبهای کار را بهราง آب هدایت کردند.
a mouth-watering mixture of French and English cuisine.
یک ترکیب آبدار و خوشمزه از غذاهای فرانسوی و انگلیسی.
staff at the club had been watering down the drinks.
کارمندان باشگاه در حال رقیق کردن نوشیدنیها بودند.
drought conditions lead to congregation of animals around watering points.
شرایط خشکسالی منجر به تجمع حیوانات در اطراف نقاط آب می شود.
there were watering places where buffalo liked to wallow.
مکانهایی برای آبرسانی وجود داشت که بافالوها دوست داشتند در آن غلت بزنند.
You will remember about watering the flowers, won't you?
به یاد خواهید داشت که به آبیاری گلها رسیدگی کنید، مگه نه؟
watering can
سمی آب
watering flowers
آبیاری گلها
watering plants
آبیاری گیاهان
water quality
کیفیت آب
water supply
تامین آب
water treatment
تصفیه آب
waste water
فاضلاب
drinking water
آب آشامیدنی
hot water
آب گرم
water pollution
آلودگی آب
water resource
منبع آب
water content
محتوای آب
water system
سیستم آب
water conservancy
حفاظت از آب
cooling water
آب خنک کننده
water level
سطح آب
by water
با آب
surface water
آب سطحی
fresh water
آب شیرین
cold water
آب سرد
high water
آب بالا
water injection
تزریق آب
ground water
آب زیرزمینی
mouth-watering views of the mountains.
مناظر دهانبزرگ از کوهها.
a mouth-watering smell
یک بوی آبدار و خوشمزه
They led the workhorses to the watering trough.
آنها اسبهای کار را بهราง آب هدایت کردند.
a mouth-watering mixture of French and English cuisine.
یک ترکیب آبدار و خوشمزه از غذاهای فرانسوی و انگلیسی.
staff at the club had been watering down the drinks.
کارمندان باشگاه در حال رقیق کردن نوشیدنیها بودند.
drought conditions lead to congregation of animals around watering points.
شرایط خشکسالی منجر به تجمع حیوانات در اطراف نقاط آب می شود.
there were watering places where buffalo liked to wallow.
مکانهایی برای آبرسانی وجود داشت که بافالوها دوست داشتند در آن غلت بزنند.
You will remember about watering the flowers, won't you?
به یاد خواهید داشت که به آبیاری گلها رسیدگی کنید، مگه نه؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید