spruceness

[ایالات متحده]/spruːsnəs/
[بریتانیا]/spruːsnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن سپریس؛ مرتبیت، تمیزی یا ظاهری زیبا.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

maintain spruceness

حفظ زیبایی

lacks spruceness

زیبایی ندارد

جملات نمونه

the spruceness of his new suit impressed everyone at the meeting.

خوبی لباس جدید او در جمع افراد حاضر در جلسه تأثیر زده بود.

she admired the spruceness of the garden's design.

او خوبی طراحی باغ را تحسین می کرد.

the spruceness of her appearance made her stand out at the party.

خوبی ظاهر او در جشن توجه را جلب کرد.

the spruceness of the antique furniture was remarkable.

خوبی مبلمان باستانی قابل توجه بود.

he maintained the spruceness of his office throughout the years.

او طی سال ها خوبی دفتر خود را حفظ کرد.

the spruceness of the christmas decorations was breathtaking.

خوبی دکوراسیون عید غدیر شگفت انگیز بود.

we were struck by the spruceness of the hotel lobby.

ما با خوبی رستوران هتل شگفت زده شدیم.

the spruceness of his haircut was noteworthy.

خوبی تکشیت موی او قابل توجه بود.

she loved the spruceness of the vintage store's window display.

او خوبی نمایشگاه فروشگاه قدیمی را دوست داشت.

the spruceness of the ballroom was simply stunning.

خوبی سالن تانц بسیار زیباست.

his spruceness in dressing always reflected his professional attitude.

خوبی لباس پوشیدن او همیشه نشان دهنده رفتار حرفه ای او بود.

the spruceness of the royal palace amazed all the visitors.

خوبی قصر شاهی تمام بازدید کنندگان را شگفت زده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید