spume

[ایالات متحده]/spjuːm/
[بریتانیا]/spjʊm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. کف کردن
vt. در کف اسپری کردن
n. کف
Word Forms
زمان گذشتهspumed
شکل سوم شخص مفردspumes
قسمت سوم فعلspumed
صفت یا فعل حال استمراریspuming
جمعspumes

عبارات و ترکیب‌ها

sea spume

فوم دریا

soap spume

فوم صابون

جملات نمونه

The waves spume as they crash against the rocks.

امواج با شدت به صخره‌ها برخورد می‌کنند.

The storm caused the sea to spume violently.

طوفان باعث شد دریا به شدت کف کند.

The whale surfaced, spuming water from its blowhole.

نهنگ از آب بیرون آمد و آب را از سوراخ تنفسی خود کف کرد.

The boat rocked in the spuming waves.

قایق در امواج کف‌آلود تاب می‌خورد.

The waterfall spumed over the cliff edge.

آبشار از لبه صخره‌ها به بیرون کف کرد.

The rapids spumed as the river rushed through.

آبشارها کف می‌کردند زیرا رودخانه از میان آن‌ها عبور می‌کرد.

The fountain spumed water into the air.

چشمه آب را به هوا کف کرد.

The hot soup spumed as it boiled on the stove.

سوپ داغ در حین جوشیدن روی اجاق گاز کف کرد.

The pot spumed over, making a mess on the stove.

قابلمه سر رفت و روی اجاق گاز آشفتگی ایجاد کرد.

The champagne spumed when the cork was popped.

شامپاین هنگام باز کردن درب کف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید