spumous

[ایالات متحده]/ˈspjuːməs/
[بریتانیا]/ˈspjuːməs/

ترجمه

adj. حباب دار یا کف دار; از یا شبیه کف

عبارات و ترکیب‌ها

spumous foam

کف پُرمُشک

spumous liquid

مایع پُرمُشک

spumous texture

بافت پُرمُشک

spumous surface

سطح پُرمُشک

spumous mixture

مخلوط پُرمُشک

spumous substance

ماده پُرمُشک

spumous head

کف پُرمُشک

spumous layer

لایه پُرمُشک

spumous bubbles

حباب‌های پُرمُشک

spumous appearance

ظاهر پُرمُشک

جملات نمونه

the spumous waves crashed against the shore.

امواج فوم‌دار با شدت به ساحل برخورد کردند.

he poured the spumous beer into the glass.

او آبجو فوم‌دار را در لیوان ریخت.

the spumous clouds signaled a coming storm.

ابر‌های فوم‌دار نشان‌دهنده قریب‌الوقوع بودن طوفان بودند.

she admired the spumous texture of the whipped cream.

او بافت فوم‌دار خامه را تحسین کرد.

the spumous surface of the ocean was mesmerizing.

سطح فوم‌دار اقیانوس مسحور کننده بود.

he described the spumous nature of the drink.

او از طبیعت فوم‌دار نوشیدنی صحبت کرد.

the spumous mixture bubbled in the pot.

مخلوط فوم‌دار در قابلمه جوشید.

they enjoyed the spumous cappuccino at the café.

آنها از کاپوچینو فوم‌دار در کافه لذت بردند.

the spumous texture added a unique flavor to the dish.

بافت فوم‌دار طعم منحصر به فردی به غذا اضافه کرد.

the artist painted the spumous waves beautifully.

هنرمند به زیبایی امواج فوم‌دار را نقاشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید